دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله سید علی نجف آبادی

No image
تدریس آیت الله سید علی نجف آبادی

حوزه تدریس و تربیت شاگردان

حاج میر سیّد على مدرّس نجف آبادى، پس از سال ها بهره گیرى از استادان بزرگ علم و دانش در نجف اشرف و پس از فوت آخوند خراسانى، در سال 1329 ق. به اصفهان بازگشت و مورد استقبال و تکریم مردم اصفهان به ویژه حوزه علمیه قرار گرفت.

او روزها در مدرسه صدر بازار و جدّه بزرگ، چند جلسه درس داشت و به تدریس علوم اسلامى، به ویژه حکمت و کلام، فقه، اصول و تفسیر پرداخت و جمع کثیرى از دانش پژوهان مستعّد آن زمان که اکنون از بزرگان معاصرند، از درس هاى وى استفاده کرده، به مرتبه اجتهاد نایل شدند.[44]

میر سیّدعلى در روزگار خود از عالمان و مدرسان بزرگ اصفهان به شمار مى رفت و در این اواخر یادگارى از آن عالمان و فقیهان بزرگى بود که روزگارى مجمع علمى اصفهان را اداره مى کردند.

شاگردان

در سال هاى پایانى قرن سیزدهم ق. حوزه علمیه اصفهان، از پررونق ترین حوزه هاى علوم دینى بود و عالمان و اندیشمندان بنامى را در خود جاى داده بود.

در این میان، آیت الله میر سیّدعلى نجف آبادى، یکى از عالمان و مدرسان بزرگ اصفهان به حساب مى آمد. مدرّس نجف آبادى، سال ها در مدرسه صدر بازار اصفهان در ردیف استادان بزرگ این حوزه بود. تعداد شاگردان تربیت شده توسط وى، را بالغ بر چهل نفر برشمرده اند .

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS