دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله سید محمد طباطبایی(زواره)

No image
تدریس آیت الله سید محمد طباطبایی(زواره)

شاگردان

پى بردن به اسامى شاگردان سیّدمحمّد طباطبایى، بسیار دشوار مى باشد زیرا در منابعى که به شرح حال وى پرداخته اند، در این باره مطلبى نیامده است. آقا محمّدباقر پسر محمّد اکمل اصفهانى، معروف به وحید بهبهانى، تنها شخصیتى است که در منابع تاریخى به عنوان شاگرد معرفى شده است. وى، دختر استاد خویش را به همسرى برگزیده است.

محدث نورى در کتاب فیض قدسى مى نویسد:

«سیّد محمّد، داراى دخترى بود که او را وحید بهبهانى به عنوان همسر خویش برگزید. او مادر آقا محمّدعلى بهبهانى، صاحب مقامع است.[12]»

آیت الله بروجردى مى نویسد:

«اما شاگردان سیّد محمّد، من به نام آنها برخورد ننمودم جز آن چه صاحب روضات نقل کرده است ولى یکى از سه استاد مولانا، وحید بهبهانى بوده است.[13]»

آقا احمد بهبهانى در سفرنامه خویش مى نویسد:

«آقا (وحید بهبهانى) هنگام ورود به نجف اشرف، هیجده سال داشته است. در نجف، علوم معقول را از محضر علاّمه زمان، مرحوم آقا سیّد محمّد طباطبایى بروجردى (عمه زاده اش) که آن موقع با کسان خود مقیم نجف اشرف بوده است، استفاده مى نماید و در همین موقع با دختر استاد خود ازدواج مى کند و از آن مخدّره، آقا محمّدعلى، فرزند ارشد وى به دنیا مى آید.[14]»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS