دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله عبدالله جوادی

No image
تدریس آیت الله عبدالله جوادی

اشتغال به تفسیر وانگیزه تدریس آن:

قرآن که ثقل اکبر و اوّلین منبع نقلى دین است، مرجع علمى تمام مسلمین به ویژه عالمان دین مى باشد, و هر کسى به میزان اشتیاق و احتیاج خویش به آن رجوع مى نماید. بنده نیز گذشته از این سنّت دیرپاى حوزوى، در اثر شاگردى محضر اساتیدى که در ترجمه، تفسیر، تدریس و تصحیح کتاب هاى تفسیر و تألیف آنها بودند مخصوصاً علاّمه طباطبائى(قدس سره)، مى کوشیدم حَشر بیشترى با قرآن حکیم داشته باشم. لذا زمانى براى حوزویان، گاهى براى دانشگاهیان، و زمانى براى برادران ایمانى در سطوح مختلف بحث هاى قرآنى داشتم. سال هاى 1355 - 1357.

... تدریس قرآن کریم به صورت ترتیبى یا موضوعى، جزء برنامه هاى تابستانى مشهد به شمار مى رفت. سال هاى 1358 - 1360 که با سعى بین صفاى قم و مروه تهران طواف مى نمودم، تدریس تفسیر سلسله اى و موضوعى جزء وظایف رسمى ام تلقّى مى شد. امّا هیچ کدام از اشتغال هاى ممتد ـ اعمّ از تفسیر ترتیبى یا موضوعى ـ بدون انگیزه متعارف حوزوى نبود. زیرا یا طبق دعوت یک نهاد، مؤسسه، ارگان... صورت مى پذیرفت و یا برابر پیشنهاد برخى از متعلمان حوزه یا دانشگاه انجام مى یافت.

پاییز 1361 ش، بدون سابقه دعوت پیشنهاد، سنّت حوزوى و هیچ عامل دیگر، بلکه فقط به سائقه نفحه ملکوتى مصمّم شدم که تفسیر قرآن کریم چون فقه دارج رائج شود و صدها نفر در حریم مائده و حرم مأدبه وحى احرام ببندند و فِئام اندر فئام در نهر و بحر کلام خداوند سباحت و غوص نمایند... .

لذا از سال 1361 تا سال 1366 در حوزه قم و مشهد با حضور در حوزتین رسالت گسترش و رسمیّت تفسیر، ترتیبى، موضوعى، علوم قرآنى، ایفا مى شد تا زمانى که در اثر کهولت سنّ و گریز قوّت به ضعف، توفیق تفسیر تابستانى در مشهد از دست رفت و روى به تألیف آوردم و این فیض خداوند دائم الفضل تا تاریخ تحریر این رساله کوتاه به عنوان سیره تفسیر راقم سطور ادامه دارد. امید است تا پایان تفسیر قرآن حکیم همچنان مستدام باشد.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS