دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله کاظم مدیر شانه چی

No image
تدریس آیت الله کاظم مدیر شانه چی

منزلت علمى

استاد شانه چى، پس از سى سال تلاش در مسیر دانش، به منزلت والاى علمى نایل گردید و خود یکى از اساتید حوزه علمیه مشهد شد. وى در حوزه علمیه مشهد که مدیریت و ریاست آن با آیت الله میلانى بود، یکى از افراد مورد توجه آیت الله میلانى قرار گرفت و در ادبیات، فقه و اصول به تدریس مشغول شد و در سال 1337ش. با تأسیس دانشکده الهیات ـ که در تأسیس و شکل گیرى آن از استاد نیز دعوت شده بود ـ علاوه بر تدریس علوم دینى براى طلاب، در دانشکده نیز براى دانشجویان رشته الهیات، سالیان متمادى به تدریس حدیث و درایه پرداخت. او مى گوید:

«در سال 1337ش. دانشکده الهیات در مشهد افتتاح شد مرحوم دکتر فیاض که جزو فضلاى اسبق حوزه علمیه مشهد و در ادبیات فارسى و عربى صاحب نظر و کم نظیر بود، براى این مهم مأموریت یافت. ایشان شنیده بودند که مى شود از بعضى مدرسین حوزه براى به راه انداختن دانشکده استفاده کرد، به دنبال این فکر به سراغ بنده و چند نفر از دوستانمان آمدند و براى تدریس در دانشکده دعوت کردند. این جانب با مشورت از بعضى اساتیدمان و امر فتواى صریح مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینى، به لزوم مشارکت و دست اندکار بودن در این سنگر علمى، عهده دار تدریس فقه در دانشکده مزبور شدم که تا به حال نیز این کار ادامه دارد...»([1])

استاد در دانشگاه علاوه بر فقه، علوم حدیث، تاریخ اسلام و تاریخ ادیان را نیز تدریس کرد که مجموعه درس هاى ایشان در «علم الحدیث» بعدها به صورت کتابى ارزشمند چاپ گردیده و در حوزه علمیه نیز مورد استفاده طلاب قرارگرفت.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS