دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس ابوالقاسم اسماعیل بن عباد

No image
تدریس ابوالقاسم اسماعیل بن عباد

دانش گسترى صاحب

در سال 366 ق. مؤیّدالدوله، حاکم اصفهان، صاحب را که 13 سال نویسندگى او را بر عهده داشت، به وزارت برگزید، صاحب در دوران اقامت در اصفهان بساط علم و ادب را در آن شهر گسترانید و به نشر و ترویج فضل و دانش و تشویق دانشمندان و فرزانگان پرداخت. رفته رفته نام او به دانش پرورى اشتهار یافت و سخنوران و ادیبان و نویسندگان بسیارى به محضر او شتافتند و در اصفهان اقامت گزیدند. در دوران اقامت صاحب در اصفهان بزرگان علم و ادب بسیارى از این شهر برخاستند. این افراد عبارت بودند از : ابوعلى مرزوقى ادیب مشهور، حلاّج ابومنصور اصفهانى از شاگردان ابوعلى فارسى، ابوعبدالله خطیب اسکافى، ابن فورک اصفهانى متکلّم بزرگ اشعرى، ابن منده اصفهانى، محدث و مورخ مشهور ابونعیم حافظ اصفهانى، محدّث معروف و برخى دیگر.

او در اصفهان به اعتقاد استوار تشیّع اشتهار داشت و عقیده و مذهب خود را نیز ترویج مى کرد. در این راه سعى وافر مبذول مى داشت. او با فقها و دانشمندان در مسائل اعتقادى مناظره مى کرد و در بیشتر موارد بر آنان غالب مى آمد. در مجالس درس او در اصفهان شاگردان فراوانى حاضر مى شدند.

ابوالنّدى محمد بن احمد از ادباى مشهورى است که در یکى از جلساتِ املاى صاحب حاضر شده و با وى مناظره کرده است.([1])



[1] - تاریخ دانشگاههاى بزرگ اسلامى، نورالله کسایى، ص23 و 24. صاحب بن عباد، شرح حال و آثار، ص39، 40 و 113.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS