دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس شیخ عبدالرحیم نهاوندی

No image
تدریس شیخ عبدالرحیم نهاوندی

تدریس

مهم ترین فعالیّت علمى و فرهنگى شیخ عبدالرّحیم نهاوندى، تدریس علوم اسلامى در شهرهاى نجف و تهران بود که حدود بیست سال طول کشید. وى در زمان حیات شیخ مرتضى انصارى و بعد از وفات او، به تدریس فقه و اصول در نجف اشرف اشتغال داشت. شیخ انصارى او را در این راه، تشویق و تأیید کرد.[19]

پس از وفات شیخ انصارى، حوزه درس خارج فقه و اصول شیخ عبدالرّحیم نهاوندى، یکى از معتبرترین و پربارترین درس ها بود. بزرگان زیادى در درس وى حاضر شدند و از خرمن علم و معرفت وى خوشه ها چیده، به مدارج عالى رسیدند.[20]

شیخ عبدالرّحیم نهاوندى در سال 1298ق. به قصد زیارت امام رضا (علیه السلام) به مشهد رفت و مدت یک سال در مشهد سکونت گزید سپس به پیشنهاد حاج ملاّ على کنى و اصرار عالمان تهران، به این شهر رفت و تدریس علوم دینى را در مدرسه مروى تهران ـ که در آن روز به مدرسه فخریه معروف بود ـ آغاز کرد و تا آخر عمر خویش در آن مدرسه به تدریس اشتغال داشت.[21]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS