دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس صاحب الصراط المستقیم زین الدین ابو محمد بیاضی

No image
تدریس صاحب الصراط المستقیم زین الدین ابو محمد بیاضی

شاگردان

این عالم سخت‌کوش و پرتلاش علاوه بر ثمرات مکتوب و آثار مدون، به تعلیم و تربیت افراد برای کسب معارف و دانش اهل‌بیت، علیهم‌السلام، مشغول بود. او قطعاً شاگردان زیادی را پرورش داده است. ولی با کمال تأسّف از فعالیّت علمی ایشان و هم‌عصران وی در آن سامان، جز اندکی، در دست نیست و به واسطه‌ی حوادث طبیعی و جنگ‌های ویرانگر، آثار عالمان آن سرزمین از دست رفته است.[12]

آن‌چه قطعی و مسلّم است و در کتب سیره و تراجم آمده است، چهار نفر از متفکران اسلامی به عنوان شاگردان وی نام برده شده‌اند:

1 ـ شیخ محمّد بن علی بن محمّد بن یونس فرزند مرحوم علّامه بیاضی که بنا به نقل آیت الله مرعشی وی اجازه‌ی روایتی از پدرش گرفته است.[13]

2 ـ شیخ ناصر بن ابراهیم بویهی حساوی[14] (درگذشت 853 هجری قمری) وی بنا به نقل الحلقة الضائعه[15] از نسل ملوک بنی‌بویه بوده که پس از هجرت به جبل‌عامل در روستای «عیناتا» مسکن گزیده‌اند و مشغول تحصیل و فراگیری علوم و معارف از عالمان آن‌جا همانند ظهیرالدّین عاملی و دیگران بوده است.[16] ایشان پس از فراگیری علوم و معارف، بر اثر طاعون در سال 852 هجری درگذشت.

3 ـ شیخ بزرگوار تقی‌الدّین ابراهیم بن علی بن محمّد بن صالح کفعمی متوفای 905 هجری قمری. او صاحب آثار و تألیفات فراوان و گران‌بها است که مشهورترین آنها مصباح المتهجدو البلد الامینو محاسبة النفساست.

4 ـ شیخ شرف الدّین بن جمال الدّین بن شمس الدّین بن سلیمان.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS