دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس محمد طاهر تنکابنی

No image
تدریس محمد طاهر تنکابنی

مدرّسى گرانمایه

میرزا طاهر تحصیلات خود را در ادبیات عرب و فارسى، منطق، ریاضیّات، طب، الهیّات، عرفان، اخلاق، فقه، حدیث، تفسیر و سیر التواریخ با استفاده از محضر استادان که اجمالاً به آنان اشاره شد به پایان رسانید و اکثر عمر خود را به تدریس علم معقول در مدرسه عالى ناصرى (مدرسه سپهسالار جدید) مشغول بود همچنین او نه تنها در فلسفه و حکمت بلکه در تمامى دانشهاى معقول و منقول سرآمد اقران به شمار مى رفت و در هیأت و طب قدیم هیچ کس به پایش نمى رسید در مدرسه کاظمیه و مدرسه عالى حقوق و علوم سیاسى به تدریس معقول مشغول بود.([17])

به ریاضیّات آگاهى بسیار داشت و تحریر اصول اقلیدس ـ از خواجه نصیر الدّین طوسى ـ را تدریس مى نمود. در آن سالها که وى استاد درس معقول در مدرسه سپهسالار بود، بامداد هر روز کتابهاى درسى را با سادگى در زیر بغل مى گرفت. از خانه خود واقع در خیابان رى پیاده به مسجد سپهسالار مى رفت. او پس از عبور از سه راه امین حضور و سرچشمه به مدرسه مى رسید و پس از پایان درس و بحث این راه نسبتاً طولانى را تا منزل مجدداً مى پیمود. خانه او که در حقیقت دار العلم بود و درِ آن همواره به روى دانش پژوهان و طالبان معرفت باز بود. وى از جمله مدرّسان علوم سیاسى نیز به شمار مى رفت. در مجالس و محافل او مخاطبان سراپا گوش مى شدند و وقتى در مباحث ادبى و بخصوص علم رجال صحبت آغاز مى کرد آن چنان متحیّر مى گردیدند که گویى قفل سکوت بر دهانشان زده اند. محضرى دلنشین و بسیار خوش داشت و برخوردارى از صراحت لهجه آمیخته با مناعت طبع به وى قدرت ابراز عقایدش را بدون کمترین هراس مى داد. قوه حافظه اش شگرف و بدان حدّ بود که حتّى تا واپسین روزهاى زندگى توان این را داشت که آموخته خود را از صفحه ضمیر بر زبان جارى سازد.([18])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS