دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس ملّا عبّاس ترتبی

No image
تدریس ملّا عبّاس ترتبی

بر کرسى تدریس

وى در شهر تربت و مشهد، بعد از نماز و منبر صبح، معمولاً سه یا چهار درس بیان مى کرد محلّ تدریس او گاهى مسجد و گاهى مدرسه علمیه بود.([25])

حاج آخوند در «تشویق افراد به علم آموزى» شیوه هایى را به کار مى گرفت از جمله این که، به کسانى که توانایى مالى کافى نداشتند، کمک کرده حتّى آن ها را از تربت به مشهد مى فرستاد، هزینه تحصیل آنان را مى پرداخت و به درس خواندن و تربیت اخلاقى دانش آموختگان هم رسیدگى مى کرد.

برخى از آن ها را نیز در خانه خود پذیرفته و همانند اعضاى خانواده، مورد محبت و حمایت مادّى و معنوى قرار مى داد.([26])

حاج آخوند در خانه نیز قرآن، سواد فارسى و عربى و مسائل دینى را به دخترانش آموزش مى داد، به طورى که دختر بزرگش «جامع المقدمات» را نزد پدر فراگرفته و در خواندن کتاب هاى تفسیر، حدیث و تاریخ مهارت پیدا کرده بود. و پس از بازگشت پسرانش از مدرسه، براى تقویت بنیه علمى آن ها، هر روز به آنان درس مى داد.([27])

شاگردان

بى شک افراد متعدّدى (طلبه و غیره) از حوزه درسى حاج آخوند تربتى بهره مند شده اند، که فعلاً از اسامى همه آنان اطّلاع چندانى نداریم لذا به نام برخى از آن ها اکتفا مى شود:

1 و 2 ـ پسرانش، حجج اسلام آقایان: حاج شیخ حسینعلى راشد (ره) و حاج شیخ محمّدامین راشد.

3 ـ آیت الله محمّدرضا ربّانى خراسانى.([28])

4 ـ حاج شیخ عبدالرّضا تربتى (ره).([29])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS