دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تربیت عالم ربانى

No image
تربیت عالم ربانى تربیت عالم ربانى

وى در تعریف این دو اصطلاح مى گوید:

«ما یک عالم ربانى داریم و یک آخوندگرآخوندگر، بر وزن آهنگر و.. کسى است که به دنبال پول است فقط به فکر این است که پول کجاست؟ ریاست کجاست؟ نه اهل تدریس است نه اهل منبر و موعظه و نه اهل تألیف و تصنیف و نه اهل تبلیغ و ارشادبلکه فقط امام جماعت است حتى بعد از اتمام نماز، یک مسئله شرعى و یا حدیث هم نمى گوید. این گونه افراد، کارگر هستندنه روحانى و باید در روز کارگر مانند بقیه کارگرها در راهپیمایى روز کارگر شرکت کننداما عالم ربانى کسى است که به دنبال دنیا و مقام و ریاست و شهرت نیست بلکه براى رضاى خدا و خدمت به دین و یارى امام زمان(علیه السلام) کار مى کنددرس مى دهدمنبر مى رودنماز مى خواندهر گونه خدمت دیگرى که از دستش برآید، و لو کوچک، انجام مى دهد.»

وى مى گوید:

«یک روحانى، باید براى خدمت به اسلام و اهلبیت پیامبر فعال باشدیعنى بتواند با تألیف، وعظ، تدریس، منبر و امورى از این قبیل، خدمت کندنه این که چند سال درس بخواند و شهریه بگیرد و سرانجام، در جایى یا ادارهاى فقط امام جماعت شود و حتى بعد از امامت، سخنرانى هم نکند و مردم دست خالى از محضر او خارج شوند.»

از این رو، وى در هر سال، اجازه عمامه گذارى را به برخى نمى دهد.

استاد مجتهدى بر احوال طلاّب نظارت کامل دارد تا بتواند از میان آنها، عالمانى ربانى پرورش دهد. وى مى گوید:

«من در این حوزه علمیه، مرتباً طلابى را که درس نمى خوانند و منظّم نیستند، بیرون مى کنم و خوبها را باقى مى گذارم مثل باغبانى که علفهاى هرز را از بین گلها مى کَند و بیرون مى اندازد.»

همین نظارت، منجر شده است که از این مدرسه، مجتهدین و محققینى تربیت شوند که فخر حوزههاى علمیه شمرده شوند. برخى از آنها عبارتند از: آیت الله شیخ رضا استادى[11]، سیّد محسن خرازى، سیّد کاظم ارفع، حسین واسطى و محسن کازرونى.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS