دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ترکیب از اعراض

No image
ترکیب از اعراض

كلمات كليدي : تركيب، تركيب حقيقي، تركيب اعتباري، تركيب عقلي، تركيب خارجي، تركيب انضمامي و اتحادي

نویسنده : مسعود اسماعيلي

ترکیب که در فلسفه به معنیِ «یکی شدنِ چند چیز» یا «اتحاد امور کثیر» است چند گونه تقسیم دارد: 1) تقسیم به حقیقی و اعتباری؛[1] 2) تقسیم به عقلی و خارجی؛[2] 3) تقسیم به انضمامی و اتحادی.[3]

عَرَض (مثل سیاهی، سفیدی، گرمی و سردی، بزرگی و کوچکی و...)، چیزی است که برای تحقق یافتن، نیازمند موضوع و محلی (مثل چوب، دست، انسان و...) است که این موضوع و محل، چیزی است به نام جوهر که خود نیازمند موضوع، نیست.

انواع ترکیب در اعراض

ترکیب از اعراض را می‌توان به چند نحوه فرض نمود:

الف) خودِ اعراض با یکدیگر ترکیب شوند، بدون آنکه هیچ‌یک از آنها با یک جوهر در ارتباط باشد؛ یعنی ترکیبی از اعراض داشته باشیم بدونِ همراهیِ آن با ترکیبِ عرض و جوهر؛ چنین چیزی محال است و قابل تحقق نخواهد بود. زیرا عرض در تحقق خود نیازمند جوهر است و بدون آن محال است که تحقق یابد. از طرفی اگر گفته شود که مجموع اعراض با یکدیگر یک جوهر را تشکیل می‌دهند که در نهایت می‌توان گفت هریک در آن جوهر محقق شده است، پاسخ این است که در فلسفه به اثبات رسیده است که با ترکیب اعراض، جوهر پدید نمی‌آید و چنین چیزی ممکن نیست.

ب) ترکیب اعراض در موضوع و محل جوهری صورت گیرد؛ چنین چیزی ممکن است و سه صورت دارد:

1 - چند عرضِ مختلف (مثل کمیت و کیفیت و این و متی) در یک جوهر (مثل چوب) جمع شود؛ در این صورت، اعراض مختلفی داریم که در جوهری واحد گرد هم آمده‌اند و از جهتِ محل و موضوع، اتحاد دارند ولذا می‌گوییم ترکیبی را تشکیل داده‌اند. اما این نوع از ترکیب، حقیقی نیست زیرا در ترکیب حقیقی، اتحاد حقیقی میان اجزاء هست و اتحاد حقیقی، وجود اجزاء را یکی می‌کند درحالی که در این مورد، اتحاد اعراض در چیز دیگری به‌نام موضوع است نه در وجودشان و لذا ترکیب آنها اعتباری است.

2 - چند عرض مشابه و هم‌سنخ در یک جوهر، عرض مرکبی را پدید آورند. مثلا دو پنج (که هر دو عدد هستند و از سنخ عرضِ کمیت محسوب می‌شوند) در یک جسم، یک «ده» را پدید بیاورند که در این صورت باید گفت که ترکیبی حقیقی رخ داده است؛ زیرا از ترکیب آنها (پنج‌ها)، نوعی جدید (ده) پدید آمده که این نشان می‌دهد که اتحادی حقیقی میان اجزاء صورت گرفته است. البته این ترکیب را ابن‌سینا ممکن می‌داند اما ملاصدرا این ترکیب را نمی‌پذیرد و عقیده دارد که همه اعراضْ بسیط (نامرکب) هستند.[4]

3 - چند ماهیتِ عرضیِِ ناقص، ماهیتِ عرضیِ کاملی را پدید بیاورند بگونه‌ای که یکی از آنها جنس و دیگری فصل محسوب شود. مثلا مربع (که عرضِ کمیت متصل می‌باشد) از یک سطح و چند خط متقاطعِ دارای زوایای خاص پدید می‌آید و سطح را می‌توان جنس و بقیه را فصول آن دانست. اما این مورد را نیز مشهور فلاسفه رد کرده‌اند و اعراض را در عالم خارج و واقع، بسیط دانسته‌اند؛ ولی این مطلب، باعث نمی‌شود که اعراض را از نظر عقلی نیز نتوانیم دارای جنس و فصل بدانیم؛ لذا می‌توان گفت ترکیب یک عرض از جنس و فصل، ترکیبی عقلی است نه خارجی.[5] در این صورت، این ترکیب را باید ترکیبی حقیقی و اتحادی به‌شمار آورد.

مقاله

نویسنده مسعود اسماعيلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS