دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تشبیه

No image
تشبیه

كلمات كليدي : تشبیه، مشبه، مشبه‌به، وجه شبه، ادات تشبیه

تشبیه در لغت به معنای «مانند کردن» است. و در اصطلاح علم بیان، آن است که چیزی را در صنعتی به چیزی دیگر مانند کنند و در این مانند کردن، میان آن دو چیز باید معنایی مشترک وجود داشته باشد.

ارکان تشبیه:

الف) مُشَبَّه: آنچه به چیزی مانند شود؛

ب) مُشَبَّهٌ‌به: آنچه مشبّه را بدان مانند کنند؛

ج) وَجهِ شَبَه: صفت مشترکِ مشبّه و مشبّهٌ‌به؛

د) ادات تشبیه: برخی از حروف اضافه از قبیل چو، هم‌چو، چون، مانند در زبان فارسی و الفاظی مثل «کَ» و «کَأَنَّ» در زبان عربی، مشبّه و مشبّهٌ‌به را دو طرف تشبیه می‌نامند.

اغراض تشبیه:

این اغراض، بیشتر عائد مشبّه و گاه عائد مشبّهٌ‌به می‌شود. اغراض عائد مشبّه عبارتند از:

الف) اثبات مشبّه یا بیان امکان مشبّه؛ وجود مشبّه را که در عالم واقع ممتنع است، با استدلالی شاعرانه اثبات کنند. چنان‌که "عنصری" به قصد اثبات این مدعا که ممدوح او (= مشبّه) فراتر از جنس مردم است، او را به یاقوت تشبیه می‌کند تا بگوید که از جنس مردم بودنِ ممدوح او، مثل از جنس سنگ بودنِ یاقوت است:

تو ای شاه از جنـس مردمانی

بوَد یاقوت نیز از جنس احجــار

ب) بیان حال مشبّه؛ یعنی، حالِ (صفت) مشبّه را در قیاس با حال مشبّهٌ‌به که آشکار و روشن است، آشکار سازند، چنان‌که در بیتِ:

دل از وداع رفیـــقان چو دیگ بر آتش

تن از غریو عزیزان چو مرغ در مضراب

حال دل سوزان (مشبّه) در قیاس با دیگ بر آتش (مسبّهٌ‌به) و حال تن نالان (مشبّه) در قیاس با مرغ در مضراب (دام)، آشکار می‌گردد.

ج) بیان مقدار حال مشبّه؛ شدت و ضعف و زیاده و نقصان حالِ مشبّه را در قیاس با مشبّهٌ‌به نشان دهند، چنان‌که "کمال‌الدین اسماعیل" شدت پوشیدگی کوه‌ها از برف (مشبّه) را به پوشیدگی پنبه‌دانه در پنبه (مشبّهٌ‌به) مانند کرده است.

د) تبیین حال مشبّه؛ صفت مبهم مشبّهِ معقول را از طریق تشبیه آن به امری محسوس روشن سازند؛ مثل تشبیه «سعی بی‌فایده» (مشبّه معقول) به «نوشتن بر آب‌» (مشبّهٌ‌به محسوس).

ه‍) ستایش مشبّه؛ مثل تشبیه لیلی سیه چرده به مُشک از قول مجنون با تأکید بر این معنا که گرانی مشک به سبب سیاهی آن است.

و) نکوهش مشبّه؛ با هدف زشت ساختن آن در نظر شنونده و بیزاری کردن شنونده از او صورت می‌گیرد؛ مثل تشبیه زیر بغل بویناک شخص کریه‌المنظر به مردار در آفتاب مرداد.

ز) تازگی تشبیه (استطراف)؛ مشبّه را به صورت امری درآورند که هر چند عقلاً ممکن است، عادتاً ممتنع نماید و بدین ترتیب به مشبّه تازگی بخشند؛ مثل تشبیه شراب در ساغر شیشه‌ای (مشبّه) به آتش سیال در آب منجمد (مشبّهٌ‌به)

اغراض عائد مشبّهٌ‌به شامل دو مورد است:

1)ادعای کمال مشبّهٌ‌به، آن‌چنان است که با استفاده از تشبیه مقلوب، امری را مشبّهٌ‌به قرار دهند که در وجه شبه ناقص‌تر و ناتمام‌تر از مشبّه باشد تا ادعای کمال آن کنند و بیانی غلو آمیز به دست دهن مثل تشبیه آتش به سنانِ ممدوح در سوزندگی.

2)اهتمام به شأن مشبّهٌ‌به؛ یعنی، امری را با هدف تأکید بر شأن آن، مشبّهٌ‌به قرار دهند و بدین ترتیب مطلوب خود را اظهار دارند، چنان‌چه گرسنه، رخسار چونان بدر را در روشنی و گردی به گردۀ نان تشبیه کند و بدینسان مطلوب خود (درخواست نان) را اظهار دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS