دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقوا در اقتباس

No image
تقوا در اقتباس

تقوا در اقتباس

یکى از صفات برجسته مرحوم فرید تقواى قلمى اوست زیرا مطلبى را که در جایى دیده از همان جا نقل مى کند و آن رابه خود نسبت نمى دهد و از آثار ذهنى خود نمى داند. به عنوان نمونه مطلبى را که در مقدمه کتاب «ارمغان فرید»([14]) آورده نقل مى کنیم:

شبهه از نظر تاریخى چیزى نیست که در این عصر و زمان پیدا شده باشد... منتها در این عصر حاضر جنبه فّنى به خود گرفته... ما از نخستین شبهه اى که در میان بشر واقع شده اطلاعى نداریم،شهرستانى در «مِلَل و نحل» خود مى گوید: نخستین شبهه اى که در میان خلق پیدا شد شبهه ابلیس بود و علّت پیدایش آن هم استبداد به رأى او در مقابل نصّ و برگزیدن راه هواى نفس در مخالفت فرمان خداى و بزرگى بستن بر خویش به واسطه مادّه آفرینش خود از آتش بر ماده آفرینش آدم از گِل بود.([15])

سپس از قول شهرستانى نقل کرده که:

«از این شبهه ابلیس هفت شبهه دیگر پیدا شد که آن ها همچنان در اذهان مردمان سارى و جارى است، و از آن ها مذاهب بدعتى بوجود آمد.»

مرحوم فرید بعد از نقل آن هفت شبهه فرموده:

«من عقیده این دانشمند که همه شبهات نامحدود جهان را ناشى از همین شبهات محدود ابلیس مى داند مناقشه نمى کنم، زیرا... هرگز عقل ابلیس به این شبهات و شیطنت هاى استعمارى عصر حاضر نمى رسیده... .»

مرحوم فرید مطالب قابل قبول شهرستانى را به نام خود تمام نکرده، و این یک نوع تقواى قلمى است.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS