دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تکریم علما

No image
تکریم علما شخصیّت اجتماعى

عالمى بزرگ همچون فاضل تونى باید داراى بعد اجتماعى عظیمى باشد که بتواند در میان مردم نفوذ داشته باشد و امرا و ملوک او را تکریم کنند. ساختن مدرسه علمیّه اى در اصفهان با وجود مدارس علمیه دیگر خود حاکى از موقعیت اجتماعى اوست. آمدن شاه عبّاس بدیدنش نیز نمونه اى دیگر از شخصیّت اجتماعى وى را آشکار مى سازد. بى مناسبت نیست که داستانى را که مرحوم میرزا محمد تنکابنى در کتاب «قصص العلماء» آورده اینجا بیاوریم:

«گویند که شاه عبّاس روزى به دیدن ملاّ عبدالله تونى آمد و آخوند مدرسه اى ساخته بود و خالى از جماعت طلاّب بود. پس سلطان مدرسه را سیر کرد و از ملاّ عبدالله سؤال کرد که چرا مدرسه شما خالیست و مجمع طلاّب نیست؟ ملاّ عبدالله در جواب گفت که جواب این سؤال را بعد از زمانى به شما عرضه خواهم داشت. پس روزى آخوند ملاّ عبدالله به بازدید شاه عبّاس رفت، پس از طى تعارفات و گفت و گوها پادشاه به ملاّ عبدالله گفت که چیزى از من خواهش کن! آخوند گفت: من مطلبى ندارم. سلطان در این باب اصرار کرد! آخوند گفت اکنون که شما اصرار دارید، مرا یک حاجت است و آن این است که که من سوار شوم و شما در پیش روى من پیاده در میدان شاه حرکت کنید! سلطان گفت که: سبب و حکمت این چه باشد؟ آخوند گفت: که جواب آن را بعد از چندى عرضه خواهم داشت. از آن جایى که سلاطین صفویه رحمهم الله از مروّجین دین سیّدالمرسلین (صلوات الله و سلامه علیه و على آله اجمعین) بودند و در احترام علماى اعلام غایت کوشش را داشتندلهذا آخوند ملاّ عبدالله سوار شد و شاه عبّاس در پیش روى او پیاده روان شد و قدرى راه رفتند و همه اهل شهر دیدند. پس آخوند سلطان را وداع نمود و به مکان خود مراجعت کرد. بعد از چند وقتى سلطان بار دیگر به دیدن آخوند ملاّ عبدالله آمد دید که مدرسه آخوند مملو از جماعت طلاّب است. پس از آخوند استفسار نمود که سابقاً مدرسه شما از طلاّب خالى بود، اکنون مدرسه مملو از طلبه گردیده، وجه آن چه مى باشد؟ آخوند گفت: وجه این است که آن روز از شما خواهش کردم که شما پیاده و من سواره بین مردم برویم مرتبط است. وجه آن است که مردم در ابتداى امر فضیلت علم و عالم را ندانسته اند و ظاهر بین مى باشند و معرفت ندارند لهذا در بدو امر در مدرسه من کسى جمع نشد و در آن زمان که من سوار شدم و شما پیاده در جلو راه رفتید مردم دانستند که بحسب دنیا علم را آن قدر و مقدار است که پادشاه پیاده در پیش روى عالم راه مى رودفلذا به جهت عزّت دنیا و طلب جاه و جلال مال دنیا در مدرسه جمع شده و مشغول تحصیل مى باشند و چون بعضى از مراتب علم را طى نمایند نیّت ایشان خالص خواهد شد و نیّت قربتى که مقصود اصلى در علم و جمیع عبادات است حاصل خواهد گردید. کما ورود فى الخیر:اطلبوالعلم ولو لغیرالله فانّه یجّر الى الله و یا اینکه به مصداق: المجاز قنطرة الحقیقة حاصل گردد ایشان را.»([17])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS