دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ثبات

No image
ثبات

مرحله دوم از مراحل سیر و سلوک، ثبات و استوارى است. صرف ایمان براى سلوک، کافى نیست و سالک باید به مرحله ثبات در ایمان برسد. ممکن است بر اثر پیدایش حالتى براى انسان، جذبه‌اى حاصل شود و فوری عوض شود یا فکرى او را به حق راهنمایى کند و او تصمیم پیمودن راه بگیرد ولى در این تصمیم، ثابت نباشد و علل و عواملى او را از این تصمیم پشیمان کند. از این رو ذات اقدس خداوند در قرآن کریم یکى از اوصاف برجسته سالکان کوى حق را ثبات مى‌داند:

«یثبت الله الذین امنوا بالقول الثابت فى الحیوة الدنیا و فى الاخرة» (ابراهیم/27)

«خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابت آنها استوار میدارد؛ هم در این جهان و هم در سرای دیگر»

مردان الهى در جبهه‌هاى جنگ از خدا ثبات قدم مى‌خواستند و مى‌گفتند:

«ربنا أفرغ علینا صبرا و ثبت أقدامنا و انصرنا على القوم الکافرین» (بقره/250)

«پروردگارا پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز و قدم‌های ما را ثابت بدار و ما را بر جمعیت کافران پیروز بگردان.»

زیرا ثبات قدم در میدان جنگ از فضایل و لوازم یک رزمنده است؛ خواه در جهاد اصغر و خواه در جهاد اکبر. اگر چه جهاد اصغر، دائمى نیست و گاهى به صلح با بیگانه ختم مى‌شود.

اگر انسان در ایمان متزلزل باشد، گاهى به سمت حق و گاهى به سمت باطل خواهد رفت و روشن است که مجموع حق و باطل، باطل است؛ زیرا:

«ألا لله الـــدین الخالــــص» (زمر/3)

«آگاه باشید که دین خالص از آن خداست.»

کسى که گاهى تبهکار و گاهى پرهیزکار است، انسان تبهکارى است؛ چون مجموع بدى و خوبى، بد، و مجموع زشتى و زیبایى، زشت است. اگر کسى در نقاشى یک صحنه، سمت راستش را زیبا و سمت چپش را زشت ترسیم کند، نقاشى آن صفحه، زیبا نخواهد بود. از این رو براى سالکان کوى حق، راهى جز ثبات قدم وجود ندارد.

اگر ما ثابت قدم شویم، دیگر چیزى ما را نمى‌لرزاند؛ سرد و گرم روزگار، ما را از پا در نمى‌آورد و زرق و برق جهان طبیعت براى ما جاذبه ندارد؛ نه آمدن نعمتى ما را چنان مسرور و طربناک مى‌کند که از وظیفه بیرون برویم و نه از کف دادن نعمتى ما را چنان غمناک مى‌کند که ما در انجام وظیفه، کوتاهى کنیم و این همان است که قرآن کریم مى‌فرماید:

«لکیلا تأسوا على ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم» (حدید/23)

«به خاطر آن است که برای آن‌چه از دست داده‌اید تاسف نخورید و به آن‌چه به شما داده است دل‌بسته و شادمان نباشید.»

منظور از ثبات قدم، ثبات در سیرت و سنت دینى است. ثبات در هر چیز به اندازه و در محدوده همان چیز است؛ بنابراین، وقتى مى‌گویند: فلان شخص «ثابت قدم» است؛ یعنى آن جا که مى‌اندیشد، «ثابت فکر» و آن جا که باید سخن بگوید، «ثابت قول» و... است؛ ولى از آن جا که رونده بیش از هر چیز، به نیروى «پا» محتاج است و از آن کمک مى‌گیرد، «ثبات» ، بیشتر به «قدم» اسناد داده مى‌شود و نیز این که مى‌گویند: فلان سالک، «پایدار» است، از همین قبیل است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS