دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ثواب زیارت

No image
ثواب زیارت

در یکى از ملاقاتهایى که با سید هاشم حداد داشت، استاد به وى امر کرد به ایران برگردد. او این واقعه را این گونه شرح مى دهد:

«در حرم مطهر امیرالمؤمنین(علیه السلام) مشغول زیارت بودیم. حضرت آقا فرمودند: مثل این که حضرت ثواب این زیارت شما را بازگشت به ایران و استفاده از حضور آیت الله حاج شیخ محمد جواد انصارى همدانى قرار داده اند. وقتى به ایران رفتى، اوّل خدمت ایشان برو و کاملا در تحت تعلیم و تربیت ایشان قرار بگیر. عرض کردم: در صورتى که ایشان امر به توقف در ایران بنماید، در آن صورت دورى و جدایى از شما مشکل است فرمودند هر کجاى عالم باشى، ما با توایم. رفاقت و پیوند ما طورى به هم زده شده، که قابل انفکاک نیست.»[6]

به این ترتیب سید در سال 1377ق. به ایران بازگشت و به حضور آیت الله شیخ محمد جواد انصارى رسید. وى از این واقعه چنین یاد مى کند:

«با اجازه آیت الله قوچانى رضوان الله علیه مستقیماً یک سفر به همدان نموده و چهارده شب بر ایشان وارد و در منزل ایشان در خیابان سنگ شیر میهمان بودم که ازجمله میهمانان وارد بر ایشان، از داخل ایران، آیت الله حاج سید عبدالحسین دستغیب و آیت الله حاج شیخ حسنعلى نجابت و حجت الاسلام آقاى حاج شیخ حسن نمکى پهلوانى تهرانى بودند... آقاى انصارى فوق العاده مرد کامل و شایسته و منور به نور توحید بود و به حقیر هم بسیار محبت و بزرگوارى و کرامت داشت. حقیر چون پیام آقاى حداد را رساندم و کسب مصلحت نمودم که براى معنویت و سلوک عرفانى من، کدام بهتر است ایران یا نجف اشرف؟... فرمودند: نجف خوب است تهران هم خوب است ولى اگر نجف بمانى، آن چه کسب مى کنى همه اش براى خودت و اگر تهران بمانى، در آن چه به دست مى آورى، شرکت مى کنیم.»[7]

این راهنمایى موجب شد تا وى که به هیچ عنوان قصد بازگشت به تهران را نداشت، به تهران و در مسجد پدر و جدش «مسجد قائم لاله زار» باز گردد و اقامه نماز جماعت، نشر احکام اسلامى و تهذیب و هدایت مردم مشغول شود. حضور وى در آن محیط ناسالم موجب ترویج اندیشه دینى و علاقه به دین و نماز گردید و افراد بسیارى به سبب سخنان و تبلیغات اسلامى وى به اسلام و تشیع گرایش پیدا کردند.

آیت الله حسینى تهرانى پس از حدود 23 سال خدمت صادقانه در راه احیاى ارزشهاى اسلامى، در سال 1400هـ.ق به دستور استادش، سید هاشم حداد براى کسب فیض از برکات امام رضا(علیه السلام) به مشهد هجرت کرد و 15 سال به تبلیغ احکام و معارف دین و تألیف و نگارش اندوخته ها و اندیشه هاى خویش پرداخت.[8]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS