دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جامعه شناسی بومی باید جامعه محور باشد نه متن محور

No image
جامعه شناسی بومی باید جامعه محور باشد نه متن محور

جامعه شناسي، جامعه، علوم اجتماعي

بعد از انقلاب اسلامی، پروژه غربی زدایی از همه عرصه های زندگی شروع شد که تلاش برای بازتعریف علوم اجتماعی نیز بخشی از این پروژه غربی زدایی بود. «جامعه شناسان انقلابی» با هدف ساختن «جامعه شناسی دیگر» به بازخوانی اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان پرداختند که از میان این متفکران، ابن خلدون بیشتر از همه مورد توجه قرار گرفت.

این جامعه شناسان، علوم اجتماعی را به عنوان مکتب درک کردند و چون دیدند که علوم انسانی غربی ما را به کمال نمی رساند به این نتیجه رسیدند که علوم انسانی را ایجاد کنند که می‌تواند ما را به کمال برساند. جامعه شناسی بومی باید جامعه محور باشد نه متن محور و جامعه شناسی اسلامی به متن توجه دارد و به جای آنکه سراغ تئوری سازی برود سراغ جامعه شناسی سازی رفته است. از سوی دیگر باید توجه داشت که جامعه شناسی بومی ذیل جامعه شناسی به معنای متعارف است در حالی که جامعه شناسی اسلامی ادعایی متفاوت از جامعه شناسی به معنای متعارف دارد.

پس از انقلاب فرهنگی نهضت متن خوانی شروع شد و جامعه شناسان انقلابی کوشیدند از هر یک از متفکران گذشته «خوانش جامعه شناختی» به دست دهند.

حال آنکه بومی شدن جامعه شناسی با فضای آزاد بحث و گفت وگوی جامعه شناسانه ایرانی و ایجاد برنامه های پژوهشی متعدد و شکل گیری سنت های جامعه شناسی ممکن می‌شود. این در حالی است که ما سال ها در جهت خلاف این روند حرکت کردیم.

در دوره‌ای ما با پدیده ابن خلدونی شدن جامعه شناسی در ایران مواجه شدیم که به جای تلاش برای دستیابی به جامعه شناسی بومی، در ابن خلدون متوقف ماندیم که در واقع این گفتمان در برابر گفتمان علوم اجتماعی غربی، گفتمانی تدافعی و پوزش طلبانه بود.

البته باید توجه داشت که بعد از انقلاب فرهنگی رویداد مهمی نیز رخ داده است و آن اینکه برای اولین بار علوم انسانی مستقل از علوم تجربی دیده شد که می‌توان آن را چرخش علوم انسانی نامید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS