دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جز خدا نبینند

جز خدا نبینند عرفان - فاطمه رسول‌زاده: عارف انسانی است که دل به‌نور توحید برافروخته و با توجه به آیات کتاب الهی و گفتار راهروان، به مشاهده قیامت برخاسته و با تأکید بر حقیقت توحید و معاد، عقاید و اخلاق و اعمال و حالات خود را از آلودگی‌ها پیراسته و جان و دل و اعضا و جوارح خویش را به نور واقعیت آراسته و در علم و عمل،در ملک پاک و خلوص، مسکن گرفته باشد...
No image
جز خدا نبینند
جز خدا نبینند عرفان - فاطمه رسول‌زاده: عارف انسانی است که دل به‌نور توحید برافروخته و با توجه به آیات کتاب الهی و گفتار راهروان، به مشاهده قیامت برخاسته و با تأکید بر حقیقت توحید و معاد، عقاید و اخلاق و اعمال و حالات خود را از آلودگی‌ها پیراسته و جان و دل و اعضا و جوارح خویش را به نور واقعیت آراسته و در علم و عمل،در ملک پاک و خلوص، مسکن گرفته باشد. او جز خدا نبیند و جز خدا نشنود و جز خدا نداند و جز خدا نگوید و جز خدا نخواهد و جز به خدا میل نکند و به سوی خدا نرود. عارف انسانی است که غرق در عشق و حقیقت است. همان‌طور که در قرآن آمده است: ( و جعلنی مبارکا این ما کنت / سوره مریم/32) عارف همیشه حق را می‌گوید و به غیراز حضرت حق نمی‌بیند. او شیدا است و اشتیاق وصل دارد و در مقام ( فنا) قرار دارد. در روایات قدسی اشاره شده است که چیزی برای بنده‌ام برای نزدیک شدن به من همانند نوافل نیست. او با اجرای مستحبات محبوب من می‌شود و چون محبوب من می‌شود، من گوش او می‌شوم، گوشی که به آن حق می‌شنود و چشم او می شود؛ چشمی که به آن فقط حق بیند و قدم او می‌گردم؛ قدمی که با آن فقط در راه حق حرکت می‌کند، که این مقام فناست. در اینجا به خطبه متقین امام علی(ع) اشاره می‌کنیم که البته در بیشتر کتاب ها از آن تحت عنوان اوصاف مو منین یاد شده است. گفته شده است که یکی از عاشقان به نام همام از حضرت خواست که صفات متقین را برایش بازگو کند و آن حضرت در وصف افراد متقی این‌گونه یاد کردند: آنچنان که برای شنونده قابل لمس باشد، اما باز آن فرد اصرار ورزید، تا جایی که آن حضرت را به این امر قسم داد. پس علی(ع)، بعد حمد خدا و صلوات بر پیامبر چنین فرمودند: هنگامی که خداوند جهان و آنچه را در اوست آفرید، از اطاعت خلق بی‌نیاز بود و بنا به لطف و احسانش همه چیز از احتیاجات آنها را بین آنان تقسیم کردند و به هر کدام رتبه و مقام و منزلت خاصی را عطا فرمودند. در نهایت پرهیز کاران را بر دیگران برتری عنایت فرمودند. پرهیزکاران افرادی هستند که همیشه به صواب سخنی گویند و در زندگی حد تعادل را مراعات می‌کنند. همیشه از حرام چشم پوشانده‌اند و در سختی و بلا خوشحالند به اندازه رفاه و نعمت. دنیای مادی در نظرشان کوچک است. به بهشت آن‌گونه ایمان دارند که گویا همیشه مقابل دیدگانشان است. هنگامی که به آیات عذاب می‌رسند، به دوزخ هم همین‌گونه؛ یعنی این‌که همیشه آن را می‌بینند و حس می‌ کنند و در آن معذبند، می‌نگرند. اگر دنیا به آنان رو آورد از آن روی گردانند و اگر بخواهد آنان را در خود غرق کند جان خود را فدای خدای عز وجل می‌کنند، به آیات الهی و وعده‌های الهی دل می‌سپرند و از ترس حق چنان لاغرند که هر کس آنها را ببیند گویی بیمارند، در حالی که جانشان درد مندفراق اوست و مردم دیگر آنها را دیوانه پندارند اما دیوانه نیستند بلکه در عشق پاکند. بزرگی روز قیامت و شهادت حق آنها را غرق خود کرده و حیات دیگری را برای آنها ساخته است. از مغرور بودن به اعمال خویش ترسان و هراسان و در شب شکرگزارند و در روز عابد. لغزشش اندک، نفسش قانع، خوراکش کم و در حقیقت دیندار واقعی است. کاظم غیظ و فرو خورنده شهوت است، او امین است و اصول و حقوق مردم را از یاد نمی‌برد...»
روزنامه همشهری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS