دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حالت مکاشفه

No image
حالت مکاشفه

آیت الله خویى در کنار تحصیل علم، به تهذیب نفس و خودسازى پرداخت. فرزانه خوى، عرفان را از آقا شیخ مرتضى طالقانى، آقا سیّد عبدالغفار مازندرانى و میرزا على آقا قاضى فرا گرفت. آنان در سیر و سلوک معنوى و شکل گیرى شخصیت عرفانى آیت الله خویى نقش زیادى داشتند.

آیت الله خویى از آن دوران، چنین مى گوید:

«من در ایامى که در نجف اشرف مشغول تحصیل علوم دینیه بودم، بیشتر مقیّد به آداب و سنن و اوراد و اذکار بودم، و گاهى در مجلس پرفیض مرحوم آیت الله سید على قاضى(رحمه الله) شرکت مى کردم و از انفاس قدسیه آن بزرگوار بهره مى بردم، تا اینکه روزى به ایشان عرض کردم: چیزى به من یاد بدهید و دستور العملى بگوئید که من انجام بدهم ایشان دستور العملى([6]) را دادند و گفتند چهل روز به این دستور، عمل کن! و من مشغول انجام آن اعمال شدم و چون روز چهلم شد، براى من حالت مکاشفه اى رخ داد و من همه حوادث و چگونگى زندگى و آینده خود را مشاهده کرده و دیدم در بالاى منبر درس مى گویم و در منزل نشسته ام، مردم مى آیند و مى روند، نماز جماعت و مراجعات مردم و حالات گوناگون خودم را مانند آیینه اى که در پیش رویم باشد، تماشا مى کنم، تا این که رسید به جائى که یک مرتبه شنیدم کسى بالاى گلدسته حضرت مى گوید: (انا لله و انا الیه راجعون) ایها النّاس! با کمال تأسف آیت الله خویى از دنیا رفت. و در این جا آن حالت از من برطرف شد و به حال عادّى برگشتم.»([7])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS