دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حد كفاف برای همه سالكين يكسان نيست

No image
حد كفاف برای همه سالكين يكسان نيست  

(بدان اي سالک عزيز!) آنچه در روايت از آن تعبير به کفاف و کفايت شده، مفهومي است که مصاديقش متناسب با شرايط زندگي هر انساني، مختلف مي شود. يعني اين طور نيست که خوراک، پوشاک، مسکن و... براي همه افراد، يک سقف معين داشته باشد، لذا لغت کفاف، که در روايات بکار رفته است، هم از نظر شرايط مکاني و هم شرايط زماني، نسبت به حد متعارف معيشتي افراد مختلف مي شود. اين يک مسئله عرفي است که شارع مقدس، تشخيص آن را به عهده ما گذاشته است.

    امام علي(ع) در روايتي فرمود: «ولاتسالوا فيها فوق الکفاف و لاتطلبوا منها اکثر من البلاغ» در دنيا بيش از آنچه که مورد احتياج شما است درخواست نکنيد، و بيش از اين، به دنبال آن نرويد. «لاتسالوا» مسئله خواستن است و «لاتطلبوا» مسئله توانستن. (بحارالانوار، ج 69، ص 68)

    در روايتي ديگر پيامبر گرامي(ص) فرمود: «فروا من فضول الدنيا کما تفرون من الحرام» همان گونه که از حرام دوري مي کنيد، از اضافات دنيا فرار کنيد. در ادامه روايت آمده است: «وتوبوا الي الله من فضول الدنيا» از اضافات و آنچه مورد نياز نيست به خدا رو آوريد! (مستدرک الوسائل، ج 12، ص 54) اينجا صحبت از حرام نيست، بلکه صحبت از چيزي است که مورد احتياج ما نباشد، يعني فضول دنيا را رها و رو به سوي خدا کنيد، نه اينکه فضول دنيا را رها کنيد و حرکتي به سمت معنويت نداشته باشيد.

    در روايتي از علي بن الحسين(ع) نقل شده که پيامبر اکرم(ص) نسبت به خودشان در دعايي فرمودند: «اللهم ارزق محمدا و آل محمد الکفاف» بارالها به معيشت محمد و آل محمد به مقدار کفايت روزي فرما! (بحارالانوار، ج 69، ص 61)

 

    رسائل بندگی،آيت الله شيخ مجتبی تهرانی، ص ۱۵۱

   

              روزنامه كيهان، شماره 21033 به تاريخ 25/1/94، صفحه 8 (معارف)

مقاله

نویسنده آيت الله شيخ مجتبی تهرانی
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS