دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حنفا در عصر جاهلی

No image
حنفا در عصر جاهلی

كلمات كليدي : حنفا، جاهليت، بت پرستي، آيين ابراهيمي، اسلام، مستشرقان

نویسنده : منيره شريعت جو

"حنفا" جمع کلمه "حنیف" است که معانی مختلفی برای آن ذکر گردیده، از جمله: کسی که از ادیان رویگردان شده و به حق یعنی اسلام گرایش پیدا می کند؛ گرایش به آیین حضرت ابراهیم(ع)؛ فرد مخلص که دچار انحراف نگردد؛ گرایش به هر امری؛ بت پرستان که در جاهلیت خود را حنیف می نامیدند.[1]

برخی نیز واژه "صابئی" را لفظی سریانی دانسته‌اند که در زبان عربی همان "حنفا" می باشد.[2] عده‌ای نیز آن را شاخه‌ای از مسیحیت می‌دانند.[3] طبرسی معتقد است همه این معانی بازگشت به این امر دارد که حنیف به معنای مستقیم و میل به مبانی آیین ابراهیم(ع) و رهایی از یهودیت و نصرانیت می‌باشد.[4]

حنفا در قرآن

در قرآن کریم کلمه "حنیف" ده بار[5] و "حنفا" دو بار[6] آمده است، حضرت ابراهیم (ع) نیز به عنوان کسی که بر آیین اسلام و حنیف بوده معرفی گردیده است.[7] علامه طباطبایی در توضیح این کلمه بیان می‌کنند که "حنفاء" برگرفته از ماده حنف به معناى متمایل شدن و انحراف از دو حالت افراط و تفریط به سوى اعتدال است، لذا خداوند، اسلام را بدین جهت حنیف خوانده که به خلق دستور مى‌دهد در تمامى امور حد وسط را رعایت نموده و از انحراف به سوى افراط و تفریط بپرهیزند.[8]

حنفا در عصر جاهلی

تعریف‌های گوناگون، یکی از عواملی است که باعث می‌گردد تعیین مصداق از حنفا در عصر جاهلیت بسیار دشوار گردد، اما در یک جمع بندی، حنفای عصر جاهلی را می‌توان کسانی دانست که بت پرستی را، دینی شایستۀ پیروی نمی‌دانستد و چون آیین معقول و شایسته‌ای برای پیروی نمی‌یافتند به بقایای موجود آیین ابراهیمی گرویده و خود را "حنفا" می‌خواندند.

البته گاه برخی از این افراد به ادیان دیگر گرایش پیدا می‌کردند که در زمره حنفا به شمار نمی‌آمدند.[9] [شاید به دلیل همین خلط مبحث است که برخی حنفا را شاخه‌ای از مسیحیت می‌دانند.] به عنوان نمونه در یکی از گزارش های تاریخی آمده است که در یکی از اعیاد که بت پرستان برپا داشته بودند، چهار نفر از بت پرستان طی صحبت‌هایی با هم، بت پرستی را نادرست و خلاف آیین ابراهیمی دانسته و از بت پرستی رویگردان شدند.

ورقه بن نوفل و عثمان بن حویرث مسیحی شدند؛‌ زید بن عمرو بعد از مدتی خود را حنفی خواند و عبیدالله بن جحش نیز با ظهوراسلام مسلمان شد.[10] آمده است که زید پس از آن که از بت پرستی و آیین قریش دست کشید از گوشت مردار و قربانی هایی که برای بت‌ها می‌شد نمی‌خورد؛ از کشتن دختران جلوگیری می‌کرد؛ دین یهودیت و مسیحیت را نیز نپذیرفته و خود را برآیین ابراهیم(ع) می‌دانست.[11]

همچنین درباره اینکه پیامبر اکرم(ص) و اجداد ایشان، پیش از بعثت بر دین حنیف بوده‌اند بنا بر معنایی که از حنفا می‌شود اختلاف نظر وجود دارد، هر چند با توجه به تعریفی که از حنفای عصر جاهلی شد آنان را نمی‌توان جزو حنفا به شمار آورد، اما در هر صورت از نظر شیعه آنچه در آن تردید وجود ندارد این است که رسول اکرم(ص) و اجداد ایشان، همگی پیش از بعثت افرادی موحد و خداپرست بوده‌اند.[12]

نویسنده کتاب تاریخ صدر اسلام با بیان چند فرضیه ازمستشرقان درباره حنفیَََّت و کسانی که اسلام را جریان تکامل اندیشه دینی اعراب تفسیر می‌نمایند، ضمن ارائه تحلیل‌هایی در این زمینه معتقدند با توجه به تعریفی که از حنفای عصر جاهلی شد اسلام تکامل طبیعی بت پرستی نبود. حنفا نیز فرقه دینی دارای تشکیلات در جامعه عربستان نبوده و طبق گفته آنان زمینه ساز دین اسلام نمی‌باشد، چرا که اگر به راستی ادامه طبیعی حنفیت و یا محصول بحران بت پرستی بود، شخص پیامبراکرم(ص) و اصحاب اولیه ایشان می‌بایست در شمار حنفا قرار می داشتند و این در حالی است که برخی از کسانی که در زمان جاهلیت خود را حنیف می‌دانستند پس از بعثت به اسلام نگرویدند.

در عین حال بسیاری از افراد که از بت پرستی رویگردان شدند، در آن زمان به هیچ دینی روی نیاوردند لیکن پس از ظهور اسلام مسلمان شدند. همچنین مستشرقان در اثبات فرضیه‌های خویش گزارش‌هایی ارائه داده‌اند که مبالغه آمیز بوده و قابل نقد و بررسی است، از جمله آنها اخباری است که درباره انعکاس اشعار "أمیة بن أبی الصلت" در قرآن گزارش شده است که البته برخی این اشعار را ساخته‌های زمان حجاج می دانند.[13]

مقاله

نویسنده منيره شريعت جو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS