دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خدا همه جا حاضر و ناظر است

خداوند متعال می فرماید: «.... به هر سو رو کنید، خدا آن جاست...» (برگرفته از مبادی اخلاق در قرآن، آیت الله جوادی آملی)
خدا همه جا حاضر و ناظر است
خدا همه جا حاضر و ناظر است

قال الله تبارک و تعالی:

«...فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ...»

(بقره/115)

خداوند متعال می‌فرماید:

«.... به هر سو رو کنید، خدا آن جاست...»

(برگرفته از مبادی اخلاق در قرآن، آیت الله جوادی آملی)

توضیح:

«خدا همه جا حاضر و ناظر است»

امام سجاد (ع) نقل می‌کند که موسای کلیم (س) از خداوند پرسید: آنها که در قیامت در سایه عرش تو به سر می‌برند، کیانند؟ فرمود: پاکدلان در سایه عرش به سر می‌برند؛ آنان که غیر حق را نمی‌نگرند و نمی‌خواهند و از هیچ خضوعی و اطاعتی دریغ نمی‌ورزند، و به همین جهت

«فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ» (بقره/115)

برای آنها مشهود است، آنگاه کریمه

«وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ» (حدید/4)

برای آنان روشن می‌شود؛ به هر جا بنگرند، چهره رحمت خاص حق را می‌بینند و خود را هم در رحمت الهی، غوطه‌ور می‌نگرند.

صدر الدین قونوی از برخی عارفان نقل کرده است که از او پرسیدند: اسم اعظم چیست؟ آن عارف فرمود: شما غیر اسم اعظم را به من نشان بدهید تا من بگویم اسم اعظم چیست.

این گفته با سخن هدهد و یا فرشته، تفاوت فراوانی دارد. اگر کسی به جایی برسد که

«فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ» (بقره/115)

برای او حل شود، او همه اسمهای کوچک را در سایه اسم‌های بزرگ، بزرگ می‌بیند و همه اسم‌های بزرگ را در پرتو اسم اعظم، اعظم می‌نگرد. چنین انسانی غرق در اسم اعظم است و چنین مقام والائی، طهارت روح طلب می‌کند. اگر ذات اقدس اله در قرآن کریم می‌فرماید: هدف این احکام آن است که شما را تطهیر کند؛ٰ یعنی به تدریج شما را به پایگاهی برساند که غیر خدا را نبیند.

    منبع: جوادی آملی (آیت الله)، عبدالله؛ مبادی اخلاق در قرآن، صص 198-197.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS