دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خداوند شاهد و مشهود

No image
خداوند شاهد و مشهود

بر اساس آيات قرآن خداوند،هم شاهد است و هم مشهود. شاهد است؛ زيرا همه چيزها را مي بيند و همه هستي مشهود اوست و چيزي از او غايب نيست. همچنين خداوند مشهود است؛ يعني آنچه هميشه ديده مي شود خداوند است. خداوند در اين باره مي فرمايد: سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي اَنفُسِهِمْ حَتَّي يَتَبَيَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الْحَقُّ اَوَلَمْ يَکْفِ بِرَبِّکَ اَنَّهُ عَلَي کُلِّ شَيْ ءٍ شَهِيدٌ؛ به تحقيق آيات خودمان را در آفاق و در نفس هايشان مي نمايانيم تا برايشان روشن شود که او حق است و آيا کفايت نمي کند که پروردگارت بر هر چيزي مشهود است.(فصلت، آيه 53).

در اين آيه مي فرمايد که خداوند شهيد يعني مشهود از هر چيزي است ؛ يعني وقتي بخواهي چيزي را ببيني نخست بايد خدا را ببيني تا سپس آن چيز ديده شود؛ زيرا آن ماهيت و چيز بودن حدي از حدود خداوندي است که با تشخص وجودي خودش از خدا جدا شده است؛ يعني اول وجود خداوندي است که همه هستي را پر کرده و سپس آن تشخص است که به عنوان چيز و شئي بودن خودش را نشان مي دهد؛ زيرا براساس آيات قرآني همه وجه الله هستند؛ از اين رو به هر چيز بنگري و رو آوري آن جا خداست: فثم وجه الله (بقره، آيه 115).

اميرمؤمنان علي(ع) مي فرمايد: مَا نَظَرْتُ إلَي شَيْءٍ إلَّا وَ رَاَيْتُ اللَهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ؛ در چيزي ننگريستم مگر آنکه خدا را پيش و پس و همراهش ديدم.(اسرار الصلاه، ص 65؛ لقاء الله، ملکي تبريزي، ص 7، اسفار، چاپ سنگي، ج 1، ص 117).

بر اساس همين آيات و روايات است که عارف مي گويد: «الحقّ سبحانه و تعالي ظهر و ما غاب قطّ والخَلق غاب و ما ظهر قطّ؛ حق تعالي ظاهر است و هرگز غايب نبوده و خلق همواره غايب بوده و هرگز ظهوري ندارد».

بابا طاهر مي سرايد:

به صحرا بنگرم صحرا تو بينم / به دريا بنگرم دريا تو بينم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت / نشان روي زيباي تو بينم

روزنامه كيهان، شماره 21200 به تاريخ 14/8/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS