دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خنک آن حاجی که ناجی است

خانه کجا و صاحب خانه کجا؟ طائف آن کجا و عارف این کجا؟
خنک آن حاجی که ناجی است
خنک آن حاجی که ناجی است

خنک آن حاجی که ناجی باشد

خانه کجا و صاحب خانه کجا؟

طائف آن کجا و عارف این کجا؟

آن سفر جسمانی است و این روحانی.

آن اهل و عیال را وداع کند و این ماسوا را.

آن ترک مال کند و این ترک جان.

آن سفر آفاق کند و این سیر انفس،

راه آن را پایان است و این را نهایت نبود.

آن میرود که برگردد و این میرود که از او نام و نشانی نباشد.

آن فرش پیماید و این عرش.

آن مُحرم میشود و این مَحرم.

آن لباس احرام می پوشد و این از خود عاری می شود.

آن لبیک می گوید و این لبیک می شنود.

آن تا به مسجدالحرام رسد و این از مسجدالاقصی بگذرد.

آن استلام حجر کند و این انشقاق قمر،

آن‌را کوه صفا است و این را روح صفا.

سعی آن چند مرّه بین صفا و مروه است و سعی این یک مرّه در کشور هستی.

آن هروله می کند و این پرواز.

آن مَقام ابراهیم طلب کند و این مُقام ابراهیم.

آن آب زمزم نوشد و این آب حیات.

آن از عرفات به مشعر کوچ کند و این از دنیا به محشر.

آن درک منی آرزو کند و این ترک تمنّی را.

آن رمی جمرات کند و این رجم همزات.

آن حلق رأس کند و این ترک سر.

آن را لافسوق و لاجدال فی الحج است و این را فی العمر.

آن بهشت طلبد و این بهشت آفرین.

لاجرم آن حاجی شود و این ناجی.

خنک آن حاجی که ناجی است.

    منبع: هزار و یک نکته، علامه حسن زاده آملی

مقاله

نویسنده علامه حسن زاده آملی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS