دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خنیاگر بیدارى

No image
خنیاگر بیدارى

خنیاگر بیدارى

حیاتش ترکیبى از دو عنصر عقیده و جهاد بود و حرکتش بر مبناى این دو عنصر هیچ گاه گوشه نشینى را نگزید و آرام نگرفت و پیوسته حریت آمیخته با حیات را بر سر و روى جامعه اسلامى مى پاشید و خوابهاى گران را بر مى آشفت گویند:

«برخى از بهائیان جاسوس استعمار در محله اى در بغداد، مکانى را به نام حظیره براى اجتماع خود بنا نهادند بلاغى با شنیدن این خبر دیگر آرام نگرفت و استراحت را بر خود روا نداشت تا با مراجعه به دادگاه و قانون آنان را به ترک آن محل واداشت و پس از مدتى آنجا را به مسجدى تبدیل کرد و در آن نماز و شعایر حسینى اقامه مى شد»([9])

این روحانى آگاه، مرز و بوم را هماره نگهبان بود و براى بیدار ساختن جامعه دل مى سوزاند و تمام هستى خود را فداى خدمت به حق و خلق کرد

وى براى چاپ کتاب «الهدى» (در رسوا سازى خدعه ها و توطئه هاى مبلغان مسیحى) پولى نداشت بناچار هرچه در خانه داشت به قیمت ارزان فروخت و کتاب را به چاپخانه فرستاد تا خداوند اندک اندک اثاثیه خانه و زندگانى وى را فراهم ساخت([10])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS