دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

داستان فرو ریختن دیوار مدرسه علمیّه نهاوند

No image
داستان فرو ریختن دیوار مدرسه علمیّه نهاوند

داستان فرو ریختن دیوار مدرسه علمیّه نهاوند:

سالى که آیت الله نهاوندى از نجف اشرف به ایران بازگشت، پس از چندى جهت به جاى آوردن صله رحم و دیدار با مؤمنین شهر و ارشاد آنان، به نهاوند تشریف آوردند با ورود ایشان به شهر، طبق معمول، جلسات موعظه ایشان سر و صدایى به پا کرد و مؤمنین دسته دسته خود را به جلسات ایشان مى رساندند روزى پس از جلسه، تصمیم بر این شد که کسانى که تمایل دارند به اتفاق ایشان به زیارت مرقد شریف مرحوم میرزا آقا(قدس سره) بروند ایشان پیشاپیش جمعیّت حرکت مى کنند وقتى که در «راسته میرزا آقا» به مدرسه علمیه مى رسند، ایشان توقف مى کنند و مى گویند: این مدرسه به گردن ما حق دارد و سپس راه را کج کرده و از کوچه «آقا نور» به مسیر ادامه مى دهد برخى اظهار مى کنند: آقا! از این مسیر راه طولانى مى شود ایشان جوابى مى دهد، ولى چیزى نمى گذرد که دیوار مدرسه که ارتفاع بلندى داشت، با صداى مهیبى فرو مى ریزد و مردم از این حادثه وحشتناک جان سالم به در مى برند این جاست که در شهر غوغایى برپا مى شود و ارادت نسبت به ایشان افزوده مى گردد

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS