دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دِمَشْق‌

No image
دِمَشْق‌

كلمات كليدي : دمشق، شام، مسجد جامع، فتح دمشق

نویسنده : هادي اكبري

در مورد علت نامگذاری این شهر به دمشق، سخنان متعددی بیان شده است. دمشق در لغت به معنای سرعت در عمل است و برخی معتقدند که علت نامگذاری دمشق به این نام، آن است که مردم این شهر در ساخت دمشق سرعت عمل به خرج داده‌اند. در این میان مورخانی چون ابن کلبی برآنند که نام دمشق برگرفته از نام شخصی است که نام او دماشق بن قانی بوده که وی از نوادگان حضرت نوح بوده است.[1]

بنا کننده شهر دمشق

در مورد کسانی که دمشق را بنا نهاده‌اند نیز سخنانی چند بیان شده و از افراد مختلفی به عنوان بنا کنندگان این شهر یاد شده است. بیوراسف، جیرون بن سعد، عازر غلام ابراهیم (که نامش دمشق بوده است)، دماشق فرزند نمرود و دمشق بن ارم (که او نیز همچون جیرون بن سعد از نوادگان حضرت نوح است) کسانی هستند که از آنها به عنوان بانیان و پدیدآورندگان شهر دمشق یاد شده است. گفته شده است که جیرون بن سعد پس از بنای شهر نام آن را ارم ذات العماد نامید. در نقلی دیگر آمده است که حضرت هود اولین کسی بود که شهر دمشق را بنیان نهاد و او اولین کسی بود که به دمشق آمد و دیوار جامع دمشق را بنا نهاد. بنا بر برخی از روایات وارده، دمشق دومین مکانی بوده است که بعد از طوفان حضرت نوح در زمین مشخص گردید.[2]

به هر روی، دمشق در کنار شهرهایی چون؛ کعبه و مصر از شهرهای قدیمی و با قدمت جهان به شمار می‌رود.[3] برخی معتقدند که این شهر در سال سه هزار و صد و چهل و پنج که از عمر جهان سپری شده، ساخته شده است.[4]

دمشق در قرآن و روایات

بر طبق نقل‌ها دمشق محل فرود آدم و همسرش بوده است. همچنین بنا بر برخی اخبار گذشتکان، دمشق محل زندگی حضرت نوح علیه السلام بوده و ایشان کشتی خود را در این منطقه ساخت.[5] بنابر برخی روایات، بعضی از آیات قرآن نیز در ارتباط با شهر دمشق نازل شده است. گفته شده است که تین در آیه «والتین و الزیتون» نام کوهی در دمشق است.[6] اخباری مبنی بر زاده شدن حضرت ابراهیم علیه السلام در اطراف دمشق به ما رسیده است.[7] روایتی نیز وجود دارد که در آن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مکان نزول حضرت عیسی در هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام را دمشق دانسته‌اند.[8]

بر طبق برخی اخبار دعا در چند جای دمشق به اجابت می‌رسد: اول غار خون که در کوه قاسیون واقع شده است و گویا محل عبادت پیامبران الهی بوده است. دوم غار کوه نَیْرَب‌ که جایگاه حضرت عیسی علیه السلام و نمازخانه حضرت ابراهیم است و گفته شده که قبر حضرت موسی علیه السلام نیز در آن مکان واقع است.[9]

ویژگی های شهر دمشق

یکی از ویژگی‌های بارز شهر دمشق وجود آب فراوان و رودخانه‌ها و قنات‌های بسیار در این شهر است. طبیعی است که به علت فراوانی آب در این شهر، در هر مسجد و مدرسه‌ای جویی از آب وجود دارد. شهر دمشق در زمینی مسطح واقع شده است و کوه‌های بلندِ قاسیون، این شهر را همچون نگینی در بر گرفته است. شهر دمشق دارای غارهای فراوان است و وجود آثار بسیاری از انبیای الهی نشان از کثرت وجود پیامبران در این منطقه دارد. وجود میوه‌های فراوان نیز از دیگر خصوصیات این شهر است. وجود این خصوصیات و همچنین وجود مسجد جامع زیبای این شهر موجب شده است تا مردمان به این شهر لقب بهشت را بدهند و این شهر را به بهشت تشبیه کنند.[10]

فتح دمشق در دوره اسلامی

شهر دمشق در راستای سیاست توسعه گسترش قلمرو پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، در زمان حکومت عمر به خطاب و در ماه محرم سال 14ه.ق به وسیله سپاهی از مسلمانان، به فرماندهی خالد بن ولید با صلح فتح شد.[11]

مقاله

نویسنده هادي اكبري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS