دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دین و محبّت

دین همان دوستی و محبّت است و دوستی و محبّت همان دین است.
دین و محبّت
دین و محبّت

دین و محبّت

قال الباقرُ(ع): «الدّینُ هو الحُبُّ و الحُبُّ هو الدّینُ» (وسائل الشیعه، ج16، ص171)

یکی از ویژگی‌ها و خصوصیّاتی که انسان دیندار را از دیگران متمایز می‌کند، حبّ و بغض است. در روایات وارد شده که اساس و پایه دین را دوستی ومحبّت تشکیل می‌دهد؛ به‌طوری‌که تفکیک و جدا کردن این‌دو از یکدیگر ممکن نیست. اسلام، دین محبّت است؛ البته محبّت و دوست داشتنی که در راه خدا و برای جلب رضایت خداوند باشد. به‌طوری‌که قرآن، پیامبر عظیم‌الشان اسلام(ص) را به‌عنوان رحمت برای همه عالم معرفی می‌کند:

«و ما أرسَلناکَ إلاّ رَحمَهً للعَالَمِین»[1]

و ما تو را نفرستادیم مگر اینکه مهر و رحمت باشی برای همه عالم.

شهید مطهّری در کتاب جاذبه و دافعه علی(ع) می‌گوید: در سیره پیامبر وارد شده است که او نسبت به همه چیز حتی حیوانات و جمادات مهر می‌ورزید و لذا تمام آلات و وسایل زندگی او اسمی خاص داشت و این نیست مگر اینکه همه چیز مورد محبّت و عشق او بودند؛ گویی پیامبر(ص) برای همه چیز شخصیّتی قائل بود. تاریخ این روش را در مورد انسانی غیر او سراغ ندارد. او مظهر عشق و محبّت بود. وقتی از کنار کوه احد می‌گذشت با نگاهی لبریز از محبّت کوه احد را مورد خطاب قرار می‌داد و می‌فرمود:

«جبلٌ یُحِبُّنا و نُحبُّهُ»

کوهی که ما را دوست دارد و ما نیز او را دوست داریم.

در واقع پیامبر(ص) انسانی بود که کوه و سنگ از مهر و محبّت او بهره‌مند بودند.[2] البته دوست داشتن و محبت پیامبر(ص) به هر چیزی بی‌‌هدف و بی‌اساس نبود. تمام کارهای پیامبر(ص) براساس حکمت و هدف خاصی بود. نگاه او، کلام او و حبّ و بغض او همه برای خدا بود؛ شاید محبت او به اشیاء و طبیعت، به این دلیل بود که اینها نیز از این نظر که مخلوق خداوند هستند، شایسته‌ی دوست داشتن‌اند؛ یا از این لحاظ که این اشیا و جمادات، او را به‌یاد خدا می‌اندازند. مرحوم ملااحمد نراقی در کتاب معراج‌السعاده با اشاره به این مطلب، می‌فرمایند: گاهی انسان چیزی را دوست می‌دارد از این جهت که مخلوق خدا و منسوب به او است.[3]

این یک درس بزرگ برای ما است؛ که با تأسّی از پیامبر اکرم(ص) مهر و محبّت را که اساس دین است در زندگی خود به‌کار بگیریم. در جامعه و در خانه و خانواده و در بین دوستان  خود، کدورتها را کنار بگذاریم و با محبّت و عطوفت با یکدیگر برخورد کنیم. چه گره‌ها و مشکلاتی که با یک لبخند و نگاه محبّت‌آمیز؛ نگاهی که خود، عبادت شمرده شده، حلّ خواهد شد. امام سجاد(ع) می‌فرماید:

«نَظَرُ المؤمنِ فی وجهِ أخیهِ المؤمنِ للمَوَدَّهِ و المَحَبَّهِ لَهُ عبادَهٌ»

نگاه محبّت آمیزِ مؤمن به صورت برادر ایمانی خود، عبادت است.[4]

آری دینی که اساس آن بر پایه محبّت است و سیره و رفتار عملی پیشوای آن، اینگونه است؛ چگونه راضی می‌شود که براساس مسائل واهی و هیچ و پوچ، روابط بین دو نفر از بین برود. چرا در جایی که با محبّت و یک لبخند گره‌ها باز می‌شود، ما این کار را از خود دریغ داریم و قهر و تلخی را به‌جای محبّت و دوستی در زندگی خود وارد کنیم؟!

    پی نوشت:
  • [1]. انبیاء/107.
  • [2]. مطهری، مرتضی؛ جاذبه و دافعه علی(ع)، تهران، صدرا، 1373، چاپ شانزدهم، ص24.
  • [3]. نراقی، ملااحمد؛ معراج‌السعاده، تهران، ناصر و دهقان، 1366، ص601.
  • [4]. ابن‌شعبه حرّانی؛ تحف‌العقول، احمد جنّتی، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، 1387، ص622، حدیث31.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS