دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ذاتی باب برهان

No image
ذاتی باب برهان

كلمات كليدي : ذاتي باب برهان، ذاتي، ذاتي باب ايساغوجي، ذاتي باب علل، ذاتي باب علوم، ذاتي باب حمل و عروض، ذاتي باب حمل در مقابل شايع، ذاتي در مقابل اتفاقي

نویسنده : مهدي افضلي

در میان شرایطی ‌که برای مقدمات برهان بر می‌شمارند، ذاتی بودن محمول برای موضوع را نیز نام می‌برند. به همین دلیل بحث مستقلی را تحت عنوان ذاتی باب برهان گشوده‌ و در آن مراد از ذاتی را بیان کرده‌اند.

ذاتی دارای معانی مختلفی است که به اختصار هر یک بیان خواهد شد:

1. ذاتی باب ایساغوجی: یا کلیات خمس که در مقابل عرضی است و در مدخل ذاتی و عرضی و کلیات خمس مورد بحث قرار می‌گیرد. مراد از ذاتی یعنی چیزی‌ که ذات موضوع را قوام می‌بخشد و عرضی یعنی چیزی‌ که خارج از ذات است.

2. ذاتی باب حمل و عروض: این ذاتی در مقابل غریب است، در این معنا مراد از ذاتی چیزی است که موضوع یا یکی از مقومات موضوع در تعریف آن اخذ می‌شود و این را اصطلاحا ذاتی باب علوم می‌نامند، زیرا گفته می‌شود: موضوع کل علم مایبحث فیه عن عوارضه الذاتیه.

3. ذاتی باب حمل در مقابل شایع: در باب حمل گاهی حمل ذاتی و ناظر به این ‌همانی میان مفاهیم موضوع و محمول است مانند این‌ که گفته می‌شود: "انسان حیوان ناطق است" و گاه حمل شایع یعنی این ‌همانی میان مصداق موضوع و محمول است، مانند این‌که گفته می‌شود: "انسان خندان است".

4. ذاتی در باب حمل: در این معنا مراد از آن محمولی‌ است که ذات موضوع برای انتزاع آن و حمل کافی است، مانند این‌ که گفته می‌شود: "سفیدی سفید است". در مقابل محمول بالضمیمه که باید چیزی به موضوع ضمیمه بشود تا بتوان محمول را بر آن حمل کرد. مانند این ‌که گفته می‌شود: "دیوار سفید است"؛ دیوار خود به تنهایی برای این ‌که سفید از آن انتزاع شده و بر آن حمل شود کفایت نمی‌کند، بلکه نخست سفیدی بر آن ضمیمه می‌شود، آنگاه گفته می‌شود: "دیوار سفید است".

5. ذاتی در مقابل اتفاقی: این کاربرد در باب علت و معلول رواج دارد. وقتی گفته می‌شود: "آتش مشتعل شد و خانه‌ای سوخت"، رابطه‌ میان سوختن و اشتعال آتش ذاتی است، ولی "اگر هرگاه سعید وارد کلاس شود، برق می‌رود"، رابطه میان رفتن برق و آمدن سعید یک رابطه اتفاقی است.

آن‌چه در باب برهان مورد نظر است، اصطلاحی است که شامل ذاتی به هر دو معنای اول و دوم می‌شود. بدین ترتیب می‌توان در تعریف ذاتی باب برهان چنین گفت:

ذاتی محمولی است که در حد موضوع اخذ می‌شود یا موضوع یا یکی از مقومات موضوع در تعریف آن اخذ می‌شود.

عبارتی که زیر آن خط کشیده شده بر ذاتی باب کلیات خمس صادق است و باقی عبارات بر ذاتی در مقابل غریب تطبیق می‌کند. این تعریف، تعریفی است که میان منطق‌دانان و فیلسوفان مسلمان از ذاتی باب برهان متداول است، ولی متکلمان مسلمان به دلیل آن‌که در تفسیر ذاتی در مقابل غریب دیدگاه‌های آشفته و مختلف و مخالف را اتخاذ کرده‌اند طبعا در باب برهان نیز که اعم از ذاتی باب کلیات و ذاتی در مقابل غریب است سخن‌شان متفاوت خواهد بود.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS