دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ذوب در تشیّع

No image
ذوب در تشیّع ذوب در تشیّع

او با تمام وجود به مکتب تشیّع عشق مى ورزید و به آن افتخار مى کرد. اعتقادش این بود که مکتب تشیّع، مکتب عشق و محبت مى باشد و سراپا تحرّک و پویایى است و تنها عشق و پویایى باقى و ماندگار خواهد بود. شیخ لنکرانى همه چیز را براى اعتلاى ایران مى خواست چون ایران را براى تشیّع مى دانست و به همین دلیل در دفاع از این سرزمین پرگهر، سر از پا نمى شناخت و از همه چیزش مى گذشت.

در نگاه او، سرزمین ایران به منزله ظرف و تشیّع به مثابه مظروف آن قلمداد مى شد.

او ظرف را براى حفظ مظروف آن مى خواست و معتقد بود که اگر مظروف بریزد، ظرف، خالى، ارزشى ندارد و با از میان رفتن تشیّع، استقلال و اتّحاد این کشور از هم خواهد پاشید و به همین سبب، یکى از مهم ترین ملاک هاى وى در دوستى و دشمنى (تولى و تبرى) با افراد و همکارى یا مخالفت با آنان، ایمان و دلبستگى و یا عناد و بیگانگى آنها به مذهب اهل بیت(علیهم السلام)بود. رمز مبارزه و ستیز او با کشورهاى بیگانه و ایادى داخلى آنها در ایران نیز به همین امر برمى گردد. او این کشورها را دشمن درجه یک شیعه و تشیّع مى دانست زیرا آنها شیعه و تشیّع را بزرگترین مانع منافع خود در ایران و منطقه به شمار مى آوردند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS