دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روزهاى سختِ محمّد جواد

No image
روزهاى سختِ محمّد جواد

شیخ محمود که از علماى معروف لبنان بود، بعد از 4 سال اقامت در نجف، به دعوت مردم منطقه عبّاسیه، به جبل عامل بازگشت.

مردم عبّاسیه استقبال گرمى از وى نمودند و در ساختن خانه به او کمک کردند. پدر محمّد جواد براى تکمیل سقف خانه از زرگرى پول گرفت و خانه را گرو گذاشت، امّا اجل مهلت بازپرداخت وام را به آن بزرگوار نداد. او در سال 1334 هـ .ق. به دیدار حق شتافت. چون زرگر خانه را تصرف کرده بود، محمد جواد همراه برادر کوچک خود به «طیردبا» بازگشت و برادر بزرگش، شیخ عبدالکریم سرپرستى آنان را بر عهده گرفت. با کوچ شیخ عبدالکریم به نجف، روزهاى سختِ محمّد جواد آغاز گردید روزهایى که فقط نخود و فندق غذاى او را تشکیل مى داد. گاه 3 روز مى گذشت و چیزى براى خوردن پیدا نمى کرد.([2])

محمّد جواد از همان کودکى تلاش کرد که روى پاى خود بایستد. جوانان روستا براى کار به بیروت مى رفتند و هر کس به فرا خور حال خویش به کارى مشغول مى شد. مغنیّه نیز عازم بیروت شد، ولى چون جثه اى کوچک داشت و از انجام کارهاى سنگین عاجز بود، دوستانش به او پیشنهاد کردند تا به کارهاى سبکى مثل کتاب فروشى بپردازد. او نیز مدّتى به دستفروشى پرداخت

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS