دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سالك عاقل يا عاشق؟

No image
سالك عاقل يا عاشق؟

(بدان اي سالک طريق حق!) در سير الي الله براي سالک دو حال مغاير مي توان تصور کرد، يکي در نيمه اول سلوک و يکي در نيمه دوم. مغايرت از اين جهت است که نيمه اول را سالک با عقل طي طريق مي کند و نيمه دوم را با عشق. در نيمه اول سالک عاقل است. در نيمه دوم عاشق. آنجا که سالک در راه سلوک از حد اعتدال خارج مي گردد، مشتاقانه و بي اختيار در راه حق قدم مي گذارد، آنجا عقل را رها کرده با عشق طي طريق مي کند.

آنجا که او دورانديشي، عاقبت بيني، احتياط کاري، سبب سازي، راحت طلبي، خودبيني، رياکاري، مقام خواهي، چاره جويي، سودطلبي، اختيارداري و تقيه را به زمين مي گذارد، از رنج حمايات راحت شده و وسايل و اسباب را از دست مي دهد. چراکه او به عشق توسل جسته با نور عشق راه را مي پيمايد. عشق چون مقصد و مقصود را يکي مي کند، و توجه به غير را از سالک مي گيرد از اين جهت در آن وقتي که سالک عاشق تحت رهبري عشق قرار دارد از رنج نظرات خاص نفساني و زحمت حمايت و جانبداري غير آزاد مي گردد. آري اگر واقعاً عاقل عاشق نگردد، و عقل به مستي و عشق نگرايد کجا سالک از اين ورطه هاي بلاجان سالم بدر مي برد. (1)

1- مقامات معنوي، محسن بينا، ج2، ص28

روزنامه كيهان، شماره 21192 به تاريخ 5/8/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS