دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرعت و بطی

No image
سرعت و بطی

كلمات كليدي : سرعت، بطي، حركت، زمان، مسافت

نویسنده : حسن رضايي

سرعت و بطی از جمله مفاهیمی است که به حرکت تعلق می‌گیرند و وصف و حالت حرکتند. معانی زیادی برای سرعت ذکر شده است که عبارتند از:

أ‌) جریان، سیلان و گذرایی. این مفهوم از ویژگی‌های همه حرکات به شمار می‌رود.

ب‌)مفهومی که از نسبت مسافت حرکت به زمان به دست می‌آید. مثل اینکه گفته می‌شود؛ اتومبیل با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند.

ج)تند شدن حرکت یا همان شتاب؛ طبق این معنا، حرکت بر سه نوع می‌باشد که عبارتند از: حرکت تند شوند، کند شونده و یکنواخت.

د)طی مسافت زیاد در زمان کم که سرعت خوانده می‌شود و بطی که عبارتست از طی مسافت کم در زمان زیاد و محل بحث در فلسفه همین معنای اخیر است.[1]

این دو مفهوم از اموری هستند که هیج حرکتی از آنها منفک نیست.[2] اینها از مفاهیم اضافی هستند که از مقایسه حرکات با یکدیگر به دست می‌آید. بدین صورت که در یک مسافت که دو حرکت سریع و کند داشته باشیم، اگر مسافت هر دو حرکت یکسان باشد، زمانی که هر یک از حرکتهای مذکور طی نموده‌اند با یکدیگر متفاوت است و زمان حرکت سریع کمتر خواهد بود و اگر زمانی که هر دو طی نموده‌اند یکسان باشد، حتما مسافت آنها با یکدیگر متفاوت خواهد بود.[3]دلیل اینکه این دو مفهوم از اوصاف اضافی هستند این است که تا حرکتی را با حرکت دیگری مقایسه نکنیم، این اوصاف به دست نخواهد آمد[4]و حقیقت امر این است که صفت ثابت و وقعی حرکت، همان سرعت است و لاغیر. سرعت نیز همان حالت مرور و گذرایی است که در هر حرکتی و جود دارد. اما چون این حالت گذرایی در حرکات گوناگون هست، برخی از مصادیق آن، با برخی دیگر مقایسه می‌شود و از اینجا مفهوم سرعت و بطی نسبی به دست می‌آید. پس سریع، مفهومی است مساوق با حرکت؛ با آنکه حرکت به سریع و بطیئ تقسم می‌شود مانند وحدت که از طرفی مساوق با و جود است و از طرف دیگر موجود به واحد وکثیر تقسیم می‌شود.[5]

دیدگاه ملاصدرا

در مقابل این نظر، ملاصدرا با نفی تقابل تضایف و تناقض به این نتیجه می‌رسد که رابطه این دو، از نوع تضاد است. وی می‌نویسد:

تقابل میان این دو، تضایف نیست؛ زیرا متضایفان، در وجود ذهنی و حارجی، با یکدیگر ملازم هستند و از هم جدا نمی‌شوند در حالی که سرعت و بطی، نه در وجود ذهنی و نه در وجود خارجی ملازم با هم نیستند و بدون هم نیز می‌توانند موجود شوند. از نوع تناقض هم نیست؛ زیرا حرکت سریع و بطئ اگر زمانشان مساوی باشد، مسافت حرکت یکی بیشتر خواهد بود و اگر در مسافت یکسان باشند، زمان حرکت یکی کمتر خواهد بود. پس یکی از نظر مسافت نقصان دارد و یکی از نظر زمان و نمی توان یکی رابخصوصه عدمی قرار داد و دیگری را وجودی.[6]

ایراد این کلام این است که حکما در تضاد شرط کرده‌اند که میان دو طرف نهایت اختلاف باشد ولی این شرط در سرعت و بطی محقق نیست؛ زیرا هر حرکت سریعی که فرض شود سریعتر از آن نیز متصور است و همینطور هر حرکت آرام و کند که باشد از آن کندتر هم متصور است.

علت کُندی حرکت

در مورد علت پیدایش کندی در حرکت دو نظر وجود دارد. حکما معتقدند که سبب کندی حرکت، وجود موانع خارجی و داخلی است.[7]در مقابل متکلمین معتقدند که این امر در اثر قرار گرفتن سکون در لابه لای حرکت است در حالی که حرکت به عنوان یک جریان متصل و پیوسته، انقسام آن به صورت بالقوه است و اگر سکون در لابه لای حرکت وجود داشته باشد حرکت به صورت بالفعل تقسیم خواهند شد و دارای اجزای بالفعل خواهد شد.[8]

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS