دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرچشمه‌های بداخلاقی

No image
سرچشمه‌های بداخلاقی

توقّع زياد:

وقتى انسانى پرتوقع بود بالطبع با مواردى مواجه مى‌شود كه مخالف انتظار اوست و لذا از كوره درمى‌رود و عصبانى مى‌شود، امّا اگر سطح توقّعات و انتظاراتش را حتّى از خانواده و نزديكانش كم كند، عصبانى نمى‌شود و سبب مى‌شود در مقابل جريان‌هايى كه پيش مى‌آيد آمادگى داشته باشد و بگويد غير منتظره نبوده و هر چيزى امكان دارد. لذا اگر چنين روحيّه‌اى پيدا شد در مقابل مشكلات نمى‌هراسد و افسرده نمى‌شود. بعضى اشخاص وقتى از دوستانشان ضربه مى‌خورند، مى‌گويند: ما چنين چيزى را از دوستانمان توقّع نداشتيم!

كبر و غرور:

 متكبّران، طبعاً مى‌خواهند بالاتر از همه باشند و چون مردم فطرتاً با چنين افرادى ناسازگارند و به آنان اعتنايى نمى‌كنند و اين افراد نيز وقتى مى‌بينند كارها مطابق خواسته آنها انجام نشده است، عصبانى و بداخلاق مى‌شوند. 3) عدم گذشت: بعضى كم‌گذشت هستند و لذا دچار عصبانيّت مى‌شوند، امّا بايد كوشيد كار خلاف را ناديده گرفت و گذشت كرد، چون اگر انسان آن را فراموش كند، اخلاقش هم خوب مى‌شود و بالعكس اگر فراموش نكرد هر وقت به ذهنش مى‌آيد ناراحت و سرانجام بداخلاق مى‌شود.

كم‌ظرفيّتى:

 افراد كم‌ظرفيّت يا بى‌ظرفيّت نمى‌توانند مسائل را تحمّل كنند و به قول معروف: با مويزى شيرين مى‌شود و با غوره‌اى ترش؛ يعنى، نسيمى در خانه او طوفان است. چنين افرادى هميشه كج‌خلق و بداخلاق و عصبانى هستند. امّا اگر انسان بلندنظر باشد، اينگونه مسائل را در خودش هضم مى‌كند. 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS