دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سعدی چکیده تمدن اسلامی را به شکل فرهنگی عمومی درآورد

No image
سعدی چکیده تمدن اسلامی را به شکل فرهنگی عمومی درآورد سعدی اعتقاد داشت حتی اگر مغولها تمام کتابخانه ها را هم بسوزانند، می توان معارف و حکمت اسلامی را بر سینه مردم حک کرد.
دکتر سعید زاهد - رئیس بنیاد فارس شناسی - در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: اساسا سعدی طنزسرا نیست و به طور کلی اهداف اصلی خود را در لابلای آثارش به زبان طنز بیان نمی کند. اما می توان گفت همواره نوعی مطایبات در کارهایش مشاهده می شود که گویی زنگ تفریحی در ذهن مخاطب است؛ زنگ تفریحی که در بطن خود حاوی نکات اخلاقی و اجتماعی است.
وی افزود: سعدی یکی از معدود شاعرانی است که علاوه بر تسلط به شعر، طبیب و انسان شناس قابلی برای دردهای جامعه بوده و همواره در درمان آلام اجتماعی کوشیده است. سعدی می کوشد معضلات تلخ و گزنده جامعه را در لفافه طنز انعکاس دهد.
زاهد، سعدی را انسان شناس زمان خویش خواند و تصریح کرد: به نظر می رسد بزرگ ترین حسن سعدی در توجه وی به تمدن اسلامی است؛ تمدنی که در زمان او تقریبا به اوج و شکوفایی رسیده بود. وی توانست به واسطه مهارتهای خود، چکیده این تمدن را در آثارش گسترش دهد و به شکل فرهنگ عمومی در اختیار مخاطبان بگذارد.
رئیس بنیاد فارس شناسی اضافه کرد: سعدی فرهنگ وری ارزشمند است. او نه تنها در این مقوله که در سایر مباحث نیز دارای چیره دستی و تسلط خاصی بوده است.
این پژوهشگر ادبی خاطرنشان کرد: گلستان سعدی به دلیل داشتن ویژگی های مختلف ادبی و فرهنگی از 700 سال پیش یعنی از زمان مکتبخانه ها، وارد کتابهای درسی شد. این کتاب به طور قطع نمونه کاملی از فرهنگ و حکمت است اما متاسفانه منتقدان ابعاد فرهنگی این کتاب را کمتر مورد توجه قرار داده و بیشتر به جنبه های ادبی آن اشاره کرده اند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS