دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سلوك عارفانه:‌مراتب حيای سالك

No image
سلوك عارفانه:‌مراتب حيای سالك

(بدان اي سالک راه خدا!) حياء از اوائل درجات خاصه است و وجود آن بستگي به تعظيم و تکريم محبوب دارد و بر سه درجه است:

درجه اول وقتي حاصل مي گردد که سالک حق متعال را ناظر حال خويش بداند، اين درجه از حياء سالک را به تقبيح جنايات وادار کرده، به حفظ زبان از شکايات مجبور و به مجاهده مشغول مي سازد.

درجه دوم از حياء وقتي حاصل است که سالک احساس تقرب نمايد. اين حياء سالک را به مقام محبت کشانيده، به او روح انس مي دهد و معاشرت با خلق را بر او ناگوار مي سازد.

درجه سوم حياء از مشاهده نور حق است. با اين حيا هيبتي همراه است که سالک را براي هميشه از بلاي تفرقه حفظ و او را تا مقام «جمع» رهبري مي کند. اين حياء و اين هيبت هيچ گاه از سالک دور نمي گردد. (1)

   

1- مقامات معنوی، محسن بينا، ج 2، ص 55

   

   

           روزنامه كيهان، شماره 21124 به تاريخ 15/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS