دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سه پله تا خدا

No image
سه پله تا خدا به حسب لغت از ماده «عکف» به معنای مقیم شدن در یک مکان یا در کنار چیزی و ملازمت با آن را گویند، از باب افتعال به معنای اختیار إقامت و ملازمت است.
این ماده به معنای حبس و منع نیز به کار رفته است اما در قرآن مجید بیشتر در معنای اول استعمال شده است:
«وَ جاوَزْنا بِبَنی‌ إِسْرائیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‌ قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلى‌ أَصْنامٍ لَهُمْ...» (اعراف/ 138)
«و بنى اسرائیل را (سالم) از دریا عبور دادیم (ناگاه) در راه خود به گروهى رسیدند که اطراف بتهایشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند...».
در این آیه، ماده «عکف» به معنای ملازمت به کار رفته است که مراد از آن ملازمت با بت ها می باشد.
در آیه ذیل،
«... أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْعاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ ».(بقره/ 125)
« ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: «خانه مرا براى طواف‌کنندگان و مجاوران و رکوع‌کنندگان و سجده کنندگان، پاک و پاکیزه کنید».
عاکفین به معنای ساکنین مکه به کار رفته است و چون ساکنین هر مکانی ملازم با آن مکان می باشند، لذا واژه عاکفین به کار رفته است.
اما در مورد معنای اصطلاحی، در کتب فقهی اندکی اختلاف به چشم می خورد ولی به طور کلی می توان گفت که اعتکاف در فقه نوعی عبادت است که انسان سه روز یا بیشتر در مسجد مقیم می شود و از آن بیرون نمی آید به جز در مواردی که بعدا ذکر خواهیم کرد.
اعتکاف قبل از اسلام
اعتکاف به معنای لغوی و عام آن قبل از اسلام حتی در جاهلیت نیز رواج داشته است که اسلام اصل آن را امضاء کرده و فقط از جهت شرایط، حدود، مکان و زمان در آن تصرف نموده است. این مطلب از بعضی روایات باب اعتکاف هم استفاده می شود؛ چنان چه در روایتی آمده است:
« روزی یکی از صحابه از رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) سؤال کرد که من در زمان جاهلیت نذر کرده بودم، اعتکاف نمایم.
حضرت رسول در پاسخ فرمودند: اعتکاف کن و روزه بگیر».

فضیلت و اهمیت اعتکاف
در اهمیت آن همین بس که حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله) اهتمام زیادی نسبت به آن داشتند به طوری که در روایات آمده است که امام صادق علیه السلام فرمودند:
«اعتکف رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و اله فى شهر رمضان فى العشر الاولى ثمّ اعتکف فى الثّانیة فى العشر الوسطى ثمّ اعتکف فى الثّالثة فى العشر الاواخر ثمّ لم یزل صلّى اللَّه علیه و اله یعتکف فى العشر الاواخر».
حضرت سید المرسلین صلى اللَّه علیه و آله در یک سال اعتکاف فرمودند در ماه مبارک رمضان در دهه اول، در سال دوم اعتکاف فرمودند دردهه دوم و در سال سوم اعتکاف کردند در دهه آخر، دیگر مدار بر دهه آخر بود تا از دنیا مفارقت کردند.
اقسام اعتکاف
اعتکاف بر دو قسم است:
1) واجب؛
اگر متعلق نذر یا شبه آن مانند: قسم و عهد واقع شود یا دو روز از آن گذشته باشد.
2) مستحب؛
اعتکاف در اصل مستحب است اما وقتی که انسان آن را شروع کرد و دو روز از آن گذشت، روز سوم واجب می شود، یعنی بعد از اتمام روز دوم نمی تواند آن را رها کند، اما در اعتکاف واجب، از همان ابتدا رها کردن آن جایز نمی باشد.
شرایط اعتکاف
در کتب فقهی برای اعتکاف شرایطی ذکر شده است که در صورت اجتماع آن ها احکام اعتکاف نیز ثابت خواهد شد. آن شرایط عبارت اند از:
1) معتکف عاقل باشد؛ بنابر این اعتکاف دیوانه صحیح نیست.
2) نیت؛ که باید از اذان صبح باشد، پس اگر کسی بعد از آن زمان به مسجد برسد،‌آن روز را نمی تواند روز شروع حساب نماید.
3) روزه؛ معتکف مدتی را که در مسجد است را باید روزه باشد، لذا بدون روزه اعتکاف صحیح نخواهد بود اگر چه نگرفتن روزه به خاطر مریضی و قادر نبودن بر روزه باشد. البته در ایام اعتکاف لازم نیست روزه هم به نیت اعتکاف باشد بلکه می تواند روزه ماه رمضان یا روزه قضاء آن یا هر روزه دیگری باشد.
4) از سه روز کمتر نباشد؛ حدأقل اعتکاف سه روز است اما در زیاده حد ی نیست. لازم به ذکر است که حکم مذکور طبق نظر فقهاء امامیه می باشد و نظر فقهاء اهل سنت خلاف آن می باشد گر چه بین خود اهل سنت نیز اقوال متعددی ذکر شده است.
5) در یکی از این مساجد باشد؛مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد کوفه، مسجدبصره. البته در صورتی که در هیچ کدام از مساجد ذکر شده نباشد تنها در مسجد جامع هر شهر با قصد این که مورد رضای خداوند بوده و اجرو پاداش دارد،(قصد رجاء) مانعی ندارد اما در سایر مساجد جایز نمی باشد.
6) اجازه گرفتن از کسی که اجازه او لازم است؛ مثل: اجازه زن از شوهر بنابر احتیاط واجب در صورتی که اعتکاف زن موجب تضییع حق شوهر شود. و اجازه فرزند از والدین خود در صورتی که اعتکاف او موجب اذیت آن ها باشد.
7) ماندن در مسجد و بیرون نیامدن از آن در مدت اعتکاف؛ اگر عمدا و با اختیار از مسجد خارج شود اعتکاف باطل می شود هر چند جاهل به حکم بوده باشد ولی در موارد خاصی خروج از مسجد جایز است که به آن ها اشاره می شود:
ـ برای قضاء حاجت ( تخلی ) .
ـ انجام غسل جنابت.
ـ إقامه شهادت‌ در دادگاه.
ـ عیادت مریض.
ـ تشییع جنازه.
ـ بدرقه مسافر.
ـ استقبال از مسافر.
محرمات اعتکاف
اموری که در اعتکاف انجام آن ها حرام شمرده شده است عبارت اند از:
1ـ امور جنسی و شهوت آمیز مانند: بوسه، لمس، آمیزش.
2ـ بوییدن چیزهای خوش بو و عطریات حتی گیاهان خوش بو، همراه با لذت.
3ـ خرید و فروش و بنا بر احتیاط واجب سایر انواع تجارت مثل: صلح و اجاره و...
4ـ جدال در امور دینی و دنیوی برای غلبه بر دیگری و اظهار فضل و برتری بر او.
تذکر
آن چه در این مختصر به بیان آمد مطابق نظرات حضرت امام می باشد و تمام احکام آن نیست؛ لذا لازم است خوانندگان محترم رساله مرجع تقلید خودشان را مطالعه فرمایند.
1 ) مطهری، مرتضی؛ مجموعة آثار، انتشارات صدرا، تهران: قم، چاپ دوم، 1381، ج 20، ص95.
2 ) فلاح زاده، محمد حسین؛ آموزش فقه، نشر الهادی، قم، چاپ هفتم، 1378ق، ص 223.
3 ) محقق حلّی؛ شرایع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، مؤسسه اسماعیلیان، قم،‌ چاپ دوم، 1408ق، ج 1، ص 195.
4 ) محمد تقی، مجلسی اول؛ لوامع صاحبقرانی المشتهر بشرح الفقیه، مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ دوم، 1414ق، ج6، ص701.
5 ) میرزا علی، مشکینی؛ مصطلحات الفقه، ص 78، ذیل واژه اعتکاف.
6 ) سید علی اکبر، قرشی؛ قاموس قرآن، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ ششم، 1412ق، ج 5،‌ص 29.
7 ) حسن، مصطفوی؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مرکز الکتاب للترجمة و النشر، تهران، جاپ اول، 1402ق، ج 8، ص 200.
8 ) فخر الدین، طریحی؛ مجمع البحرین، کتاب فروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1416ق، ج 5، ص 103.
9 ) ابن منظور، محمد بن مکرم؛ لسان العرب، دار صادر ، بیروت، چاپ سوم، 1414ق، ج 9 ص 55.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS