دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرح حال پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

و تو را گمشده یافت و هدایت کرد. (ترجمه آیت الله مکارم شیرازی)
شرح حال پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
شرح حال پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

شرح حال پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

قال الله تعالی : «وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فهدی»(ضحی/7)

خدای متعال در سوره‌ی مبارکه‌ی ضحی به بخشی از نعمتهای بزرگ خویش نسبت به وجود مبارک پیامبر اسلام حضرت محمد –صلی‌الله علیه و آله- اشاره می‌کند که به جناب انعام کرده بود. در اولین آیه خطاب به رسول خویش می‌فرماید:

«أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوى‌»[1]

«آیا او تو را یتیم نیافت و پناه داد؟!»

رسول خدا هنوز به دنیا نیامده بود که پدر بزرگوارش از دنیا رفت و دو سال بعد مادرش را از دست داد و چند سال بعد جدش عبدالمطلب درگذشت و آن جناب تحت تکفل عمویش رشد کرد. در آیه‌ی بعد می‌فرماید:

«وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فهدى»[2]

«و تو را گمشده یافت و هدایت کرد»

مراد از "ضلال" گمراهی نیست، بلکه مراد عدم هدایت است که ناظر به حال خود آن حضرت است؛ یعنی اگر هدایت خدا نباشد، هیچ انسانی از پیش خود هدایت ندارد؛ با اینکه رسول خدا هیچ لحظه‌ای از هدایت الهی جدا نبوده و از بدو خلقت ملازم با هدایت بود. همچنین در سومین آیه می‌فرماید:

«وَ وَجَدَکَ عائِلًا فَأَغْنى‌»[3]

«و تو را فقیر یافت و بی‌نیاز نمود»

رسول خدا از مال دنیا تهی‌دست بود و خدای تبارک او را بعد از ازدواج با خدیجه بی‌نیاز کرد؛ چون حضرت خدیجه که شخصی ثروتمند بود، تمام اموالش را به آن جناب بخشید.[4]

از امام رضا –علیه‌السلام- در تفسیر این آیات شریفه آمده است: خداوند عزّ و جلّ به حضرت محمّد(ص) مى‌فرماید: «أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوى‌»  یعنى آیا خدایت تو را وحید و تنها نیافت، پس مردم را به سوى تو سوق داد؟ «وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فهدى» و در نزد قوم خود، گم شده و ناشناخته بودى، پس مردم را به معرفت تو راهنمایى کرد! «وَ وَجَدَکَ عائِلًا فَأَغْنى‌» و دعاى تو را مستجاب کرد و به این وسیله تو را غنى نمود.[5]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS