دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرکت در بحث اصول میرزا

No image
شرکت در بحث اصول میرزا

از آیت الله مروارید سؤال شد که شما در بحث اصول میرزا هم شرکت کردید؟ وى فرمود:

«بله، مرحوم میرزا اوّلى که آمدند مشهد، فقط معارف مى گفتند. مى گفتند، اوّل باید اصول دینتان را بدانیدبعد فقه و اصول را.»

در این اثنا، ما را خیلى تشویق و تجلیل مى کردند. درس معارف، به مبحث دقیق جبر و تفویض که رسید، چون ممکن بود عدّه اى نفهمند و شبهه برایشان بماند، خودشان افراد درس را انتخاب مى کردندبه بعضى مى گفتند تو به درس بیا و به بعضى مى گفتند که به درس نیا.

من پیش خودم گفتم که نمى روم امّا وقت درس دیدم خیلى علاقه دارم رفتم و درس را گوش دادم و سپس درس را به عربى نوشتم و بعداً به ایشان ارائه دادم. ایشان گفتند: شما هم باید بیایى درس. رسم ایشان این بود که خلاصه درس را مى نوشتند و بعد از روى همان تدریس مى کردند.

نوشتن عربى، این فایده را داشت که بعضى که اعتراض کرده بودند به میرزا که چرا اجازه مى دهید میرزا حسنعلى در درس شرکت کند، با این که استاد ایشان هم حاج شیخ هاشم قزوینى در درس شرکت مى کند، میرزا نوشته عربى را نشان معترض مى دهد و او را قانع مى کند.»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS