دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صبر

نسبت صبر به ایمان همچون نسبت سر است به تن، و هرکه صبر ندارد ایمان ندارد. (اصول کافی، ج2، ص89، کتاب ایمان و کفر، باب «صبر»، حدیث 4)
صبر
صبر

صبر

قال علی بن الحسین زین العابدین(ع):«الصَّبرُ مِن الایمانِ بمنزلة الرَّأس مِن الجَسَدِ و لا ایمانَ لِمَن لا صَبرَ له»

صبر عبارت است از اثبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن در بلایا و مصائب و مقاومت کردن در برابر حوادث و شداید؛ به‌نحوی که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نشود، طمأنینه‌ای که پیش از رویداد حادثه داشته از بین نرود و زبان به شکایت نگشاید. در برابر صبر، جزع و بی‌تابی قرار دارد.[1] برای صبر اقسامی را برشمرده‌اند؛ از جمله صبر بر بیماری،‌ صبر بر مشقت اطاعت و عبادت و صبر در حال غضب که آن‌را «حلم» نامند؛ بنابراین حلم و بردباری جزئی از صبر است نه مترادف آن.

عوامل صبر

صبر می‌تواند عوامل مختلفی داشته باشد. برخی از عوامل صبر مثبت و برخی منفی هستند؛ در زیر به مهم‌ترین این عوامل اشاره می‌کنیم:

1. اظهار قوت نفس؛ تا در نزد مردم، قوی‌دل محسوب شود. این مرتبه، صبر عامه مردم است که همین ظاهر حیات دنیا را می‌شناسند و از عالم آخرت غافلند. به‌طور مثال، معاویه در مرض موت اظهار خوشحالی می‌کرد و از ناله دوری می‌جست؛ تا به مردم وانمود کند، که سعادتمند از دنیا رفته است.

2. انتظار ثواب الهی؛ این نوع صبر، صبر اهل تقواست. قرآن با اشاره به این صبر می‌فرماید:

إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِساب‌[2]

صابران اجر و پاداش خود را بى‌حساب دریافت مى‌دارند!.

3. لذت از پیشامدها؛ در نظر صابران، پیشامدها در قالب خواسته‌های خداوند متعال صورت می‌گیرد؛ بر این اساس هرچه از دوست می‌رسد در نظر صبرکننده نیکو به‌نظر می‌نماید؛ این پیشامد می‌تواند در نظر ظاهر، نعمت و یا محنت باشد. این نوع صبر، صبر اهل معرفت است.

عاشقم بر رنج خویش و درد خویش بهر خشنودی شاه فرد خویش

اهمّیت صبر

صبر در دین مبین اسلام از اهمیت بالایی برخوردار است. از جمله اهمیت‌های صبر به موارد زیر می‌توان اشاره داشت:

1) راضی بودن به قضای الهی؛ در بیان دلایل اهمیت صبر در باب ایمان آمده است، که اگر انسان، مدتی را در پیشامدهای ناگوار روزگار، تحمل سختی نماید، کم‌کم نفس از چموشی خارج و مغلوب عقل خواهد شد و به‌واسطه آن، فرد به مقامات رفیع ایمان خواهد رسید؛ از همین روی، صبر در دوری از گناه، عامل تقوای نفس می‌شود و صبر در بندگی خداوند متعال موجب نزدیکی به حضرت حق و صبر در گرفتاری‌ها، موجب رضایت خاطر به قضای الهی خواهد شد. همه این موارد از مقامات بزرگ اهل ایمان و عرفان است.[3]

2) هم‌ردیف نماز؛ از دیگر علل اهمیت صبر می‌توان به هم ردیف بودن آن با نماز در باب چیره بر مشکلات اشاره نمود.[4] قرآن می‌فرماید:

وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِینَ[5]

و از صبر و نماز یارى جویید و این کار جز براى خاشعان، گران و سنگین است‌.

اگر صبر با عبودیت که متبلور در نماز است، همراه شود، مؤمن را تا سرمنزل مقصود رهنمون خواهد شد و دفع بلایا را بر وی آسان می‌نماید.

3) آزمایش و امتحان الهی؛ به گفته آیات متعدد قرآن کریم مؤمن همین‌که بگوید ایمان آوردم رها نمی‌شود، بلکه بارها مورد آزمایش و ابتلا قرار می‌گیرد، تا عیار ایمانش آشکار گردد؛ یکی از نمونه‌های آزمایش الهی که حتی دامن‌گیر پیامبران الهی نیز بوده است، بیماری‌های جسمانی است. در مورد حضرت ایوب(ع) آمده همسر ایوب یک روز به او گفت: اگر از خدا بخواهى ‌شفا مى‌دهد، ایوب بر او فریاد زد ما به‌مدت هفتاد سال در نعمت و خوشى بودیم، بر ماست به‌مدت هفتاد سال در این مصیبت و سختى صبر کنیم؛ مدّت زیادى نگذشت مگر این‌که از تمام رنج‌ها راحت شد.[6]

4) اجر و قرب پیش خدای متعال؛ با همه این اوصاف، سربلندی در این امتحان الهی مقاماتی بس رفیع را در نزد خداوند متعال داراست؛ حضرت امیر(ع) در این رابطه می‌فرماید: «بیمار در زندان خدا است و تا زمانى‌که از بیمارى خود نزد عیادت‌کنندگانش شکایت نکند، سیّئاتش محو مى‌شود و هر مؤمنى در بیمارى بمیرد، شهید است و تمام مؤمنان شهیدند و تمام زنان مؤمنه حورا هستند. به هر مرگى مؤمن بمیرد شهید است.»[7]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
Powered by TayaCMS