دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صدق الهی

No image
صدق الهی

كلمات كليدي : صدق، كذب، كلام

نویسنده : سيد ايوب هاشمي – جابر توحيدي اقدم

صدق در لغت به معنای راست‌گویی و در مقابل کذب و دروغ‌گویی است و در اصطلاح به معنای مطابق بودن خبر با واقع است و مقصود از صدق الهی این است که اخباری را که خداوند درباره مبدأ و معاد و آفرینش عالم و همه حوادث گذشته و آینده توسط پیامبران خود بیان فرموده مطابق با واقع و راست است.[1] و ذات مقدس پروردگار از دروغ و غیر واقع‌گویی منزه و پاک است.[2]

«صدق الهی» از صفات خداوند است و به همین اعتبار یکی از نام‌های او «صادق» است.

دلایل صادق بودن خداوند

1- بهترین و استوارترین دلیل این است که: دروغ و کذب (که ضد صدق است) از نظر هر عقل سلیمی زشت و قبیح است، خداوند چون حکیم است هیچ کار زشت و قبیحی انجام نمی‌دهد، بنابراین، از هر گونه کذب و دروغ‌گویی پاک و منزه است.[3] و محال است که دروغ بگوید و هرگاه دروغ گفتن خداوند محال باشد صدق و راست گویی او ضروری می‌گردد بنابراین همه اخبار الهی راست و مطابق واقع است.

2- اگر کذب و دروغ بر خداوند روا باشد اعتماد و اطمینان نسبت به وعده‌ها و آنچه‌ گفته حاصل نمی‌شود، در نتیجه اساس دین و دین‌داری متزلزل می‌شود. پس صدق برای خداوند ضروری است.[4]

3- صدق، کمال است و ضدّ آن یعنی کذب، نقص است و پروردگار عالم به حکم این که جامع همه صفات کمال است، واجد صفت صدق و راست‌گویی نیز هست و از کذب و دروغ‌گویی مبرّاست.[5]

صدق الهی از صفات فعل است یا ذات؟

این که صدق الهی از صفات فعل است یا ذات بستگی به این دارد که «کلام» را جزء چه صفتی بدانیم صفات فعلی یا ذاتی. اگر «کلام» را از صفات فعلی بدانیم، پیرو آن «صدق» نیز در زمره‌ی اوصاف فعلی جای خواهد گرفت و چنان‌چه «کلام» را صفت ذات بدانیم. «صدق» نیز صفت ذاتی خداوند است ولی همان طور که در بحث کلام الهی اثبات شد حق این است که کلام جزء صفات فعلی خداوند است. پس صدق نیز صفت فعل است.[6]

نکته

چنان‌که در دلیل دوم اشاره شد این صفت در واقع مبنای اصلی اعتماد انسان‌ها بر دعوت پیامبران است، از این رو اهمیت فوق‌العاده‌ای در زندگی بشر دارد زیرا اگر احتمال کذب و دروغ در کلام الهی داده شود، دیگر به هیچ وجه نمی‌توان اعتبار و حقانیت وحی را ثابت کرد و در نتیجه اعتبار تمام معارف و حقایقی که از وحی الهی و کتاب‌های آسمانی به دست می‌آید مخدوش می‌گردد.[7]

از همین رو است که متکلمان ضرورت صدق الهی را به گونه‌ای که شبهه‌ای نماند به اثبات رسانده‌اند.

مقاله

نویسنده سيد ايوب هاشمي – جابر توحيدي اقدم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS