دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

طاطریه

No image
طاطریه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

فرقه واقفیه به گروهی از شیعیانی گفته می­شود که با دیدگاهی خاص از امامت و مهدویت به گروهی منحرف و گمراه­کننده تبدیل شدند. این افراد با قائل شدن به مهدویت حضرت موسی بن جعفر(ع) به امامت شیعه پایان دادند و با این کار سیر امامت بعد از حضرت موسی بن جعفر(ع) را منکر شدند. واقفیه با اینکه یک گروه منحرف بودند اما از برخی علماء چون عبدالله بن بکیر و علی بن ابی­حمزه و علی بن محمد طاطری و حسن بن محمد بن سماعه تشکیل شده بودند و این عالمان تأثیر بسزائی در این انحراف داشتند؛ زیرا وجود عالمان دینی در یک مجموعه باعث جذب افراد عوام و توجیه آنان می­شود. اکنون به علی بن حسن معروف به طاطری و نقش او در این انحراف اشاره می­کنیم.

علی بن الحسن الطاطری

علی بن الحسن کوفی از بزرگان واقفیه است. او به دلیل شغلش که خرید و فروش لباسهائی به نام طاطریه (به رنگ سفید دمشقی و مصری)[1]بود به این اسم خوانده شده­است. او از بزرگان و فقهاء واقفیه محسوب می­شود و در زمان امام­کاظم(ع) زندگی می­کرده و از اصحاب آن حضرت معرفی شده­است.[2]مرکز فعالیتهای او کوفه بوده و نویسنده سی عنوان کتاب در زمینه فقهی و اعتقادی است.[3] که برخی از آنها عبارت است از: الحیض و النفاس، کتاب المواقیت، کتاب القبلة، کتاب فضائل أمیر المؤمنین(ع)، کتاب الصداق، کتاب النکاح، کتاب الولایة، کتاب المعرفة، کتاب الفطرة، التوحید، الإمامة، الوفاة، الصلاة، المتعة، الفرائض، الغیبة، الطلاق الأوقات، المناقب، الحجج فی الطلاق، الحج، الدعاء، الإمامة.[4] یکی از خصوصیاتی که در کتب شیعه برای معرفی او عنوان شده این است که وی در مذهب واقفه بسیار تعصب داشته و نسبت به امامیه دشمنی شدیدی ابراز می­کرده و در دفاع از مذهب خود دست به نگارش کتابهای بسیاری زده­است.[5] اما با این حال عالمان شیعه او را در نقل روایات مطمئن شمرده­اند[6] و گفته شده که اساتید او نیز در نقل حدیث مطمئن هستند،[7] با اینکه اکثر آنها واقفی بوده­اند. از او در اسناد شیعه به عنوان طاطری و یا علی بن الحسن و یا علی بن الحسن بن محمد الطاطری، علی بن محمد طاطری، علی بن الحسن بن محمد الطائی، علی بن الحسن الجرمی، علی الجرمی، علی الطاطری، یاد شده­است.[8]اساتید وی نیز از واقفه بودند مانند محمد بن زیاد، جعفر بن سماعه، عبدالله بن جبله، علی بن رباط، محمد بن ابی­حمزه، محمد بن سکین، درست بن ابی­منصور است. اما حسن بن محبوب نیز از علماء امامیه از اساتید او محسوب می­شود. چنانکه شاگردان او نیز از مکتب واقفه هستند؛ چون: موسی بن القاسم، سلمة بن الخطاب، عبیدالله بن احمد الدهقان هستند. حسن بن محمد بن سماعه از بزرگان فرقه واقفه این اعتقاد را به واسطه طاطری بدست آورده ولی از او روایتی نقل نکرده.[9]

ضعف و وثاقت طاطری

به دلیل اینکه طاطری در مذهب واقفیه بوده و از بزرگان این فرقه محسوب می­شود، هرگز عقایدش در این باره مورد تأیید علماء شیعه نبوده بلکه بزرگانی چون ابوسهل نوبختی به نقد آراء او در امامت پرداخته­اند و کتابی در این زمینه نوشته­است.[10] علاوه بر آن تمام ادله­ای که بر بطلان مذهب واقفه مطرح شده برای رد تفکرات و اعتقادات طاطری در امامت و مهدویت نیز کفایت می­کند؛[11]زیرا او به عنوان اینکه یکی از بزرگان مذهی واقفیه بوده و در این زمینه کتب اصلی و مبانی واقفه را تقویت می­کرده به شاگردان و همفکران او طاطریه گفته می­شده ولی در واقع هیچ تفاوتی با واقفیه ندارند. با این حال او یک فرد درغگو و شیاد نبوده، به همین دلیل روایات او از افراد مطمئنی که با امام(ع) در ارتباط بوده­اند و با مبانی اعتقادی و فقهی شیعه تعارض نداشته باشد، مورد پذیرش شیعه است. همانطور که گفته شده او کتابی در باب فضائل امیرالمومنین علی(ع) دارد که روایاتی از آن کتاب در کتب اصلی شیعه وجود دارد و مورد قبول است. همچنین است روایات او در زمینه فقهی. پس باید دانست که عالمان شیعه با مرزبندی بین عقیده شخص و روایات او، با ملاکهای علمی به بررسی روایات پرداخته و لو اینکه عقیده او را در یک مسأله مهم چون امامت قبول نداشته باشند. این برخورد از سوی شیعه نسبت به دیگر بزرگان واقفیه و دیگر فرق شیعی منحرف نیز وجود دارد.

برخی از روایاتی طاطری

به عنوان نمونه به برخی از روایاتی که طاطری به نقل آنها پرداخته و در سلسه سند آن قرار دارد و با عقاید شیعه در تضاد نیست اشاره می­کنیم:

1. على بن حسن طاطرى از درست بن ابى منصور از جمیل بن درّاج نقل کرده که وى گفت: به امام صادق(ع)‌ عرضه داشتم: فدایت شوم: معناى وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ الخ چیست؟

حضرت فرمودند: خداوند متعال جنّ و انس را فقط براى عبادت آفریده.[12]

2. على بن حسن طاطرى از درست بن ابى منصور، از محمّد بن عطیّه، از زراره، وى مى‌گوید: امام باقر(ع) فرمودند: خداوند عزّ و جلّ ربا را حرام کرد تا معروف و امر پسندیده از بین نرود.[13]

3. علی بن حسن جرمی از محمد بن زیاد بن عیسی از ابان بن عثمان از ابو بصیر و او از امام صادق(ع) نقل می­کند که فرمودند: مردی خرما فروش در زمان پیامبر(ص) فوت کرد و برادرش خرماهای او را برای خود برد در حالی که میت دارای دخترانی بود. زن آن شخص نزد پیامبر(ص) آمد و جریان را گفت و خداوند آیه میراث را نازل نمود و پیامبر(ص) خرماها را از برادر او گرفت و به دخترانش بازگرداند.[14]

نکته: وجود افرادی چون طاطری از فرق منحرف در اسناد روایات شیعه به معنی صحت اعتقادت این افراد نیست؛ بلکه استفاده از این افراد در مورد روایات است که یک محقق باید با بررسی به صحت سند و دلالت آن و مخالف نبودن با ضروریات و عقاید به آن ترتیب اثر می­دهد که این فرایند با وجود اینگونه افراد منحرف در سلسله اسناد برخی روایات منافات ندارد.

[2] - طوسی، محمد بن الحسن؛ رجال‌ ، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، 1415هـ ق، ص341 و حلی، حسن بن یوسف؛ رجال‌، قم، دارالذخائر، 1411هـق، ص232

[3] - طوسی، محمد بن الحسن؛ فهرست، نجف، المکتیة المرتضویة، بی­تا، ص92

[4] - طوسی، محمد بن الحسن؛ فهرست، ص 92 و نجاشی، احمد بن علی؛ رجال‌النجاشی، قم، انتشارات جامعه مدرسین،1407هـ ق، ص 255 و رفاعی، عبدالجبار؛ پیشین ،ج‌9، ص462

[5] - حلی، حسن بن یوسف؛ پیشین، ص232 و طوسی، محمد بن الحسن؛ فهرست، ص 92

[6] - حلی، حسن بن یوسف؛ پیشین، ص232

[7] - طوسی، محمد بن الحسن؛ فهرست، ص92

[8] - خوئی، ابوالقاسم؛ معجم ‌رجال‌الحدیث، بی­جا، بیتا، ج11،ص344 و 347 و 349 و نجاشی، احمد بن علی؛ پیشین ص255

[9] - نجاشی، احمد بن علی؛ پیشین، ص255

[10] -رفاعی، عبدالجبار؛ پیشین ،ج‌5، ص494

[11] - برای آشنائی بیشتر به مقاله واقفیه رجوع شود.

[12] - صدوق، محمد بن علی بن بابویه؛ علل الشرایع، قم، انتشارات مکتبة الداوری،ج1، ص13

[13] - همان، ج2، ص483

[14] - طوسی، محمد بن الحسن؛ تهذیب‌الأحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش،ج9 ، ص279

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - واقفیه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS