دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

طىّ الارض

No image
طىّ الارض

طىّ الارض

یکى از کراماتى که حاج شیخ داشتند طى الارض ایشان است. ده ها داستان در این زمینه نقل شده است که ما به ذکر دو داستان بسنده مى کنیم:

گویا حاج شیخ در حسینیه آب شور، مشغول وعظ بود. پس از ترک مجلس و هنگام سوار شدن بر مرکبش، کسى که ایشان را همراهى مى کرد مى گوید: حاج آقا! ساعت هشت است و شما در طزرجان([47]) منبر دارید! ایشان مى فرمایند: چشمهایت را ببند و سه صلوات بفرست. بعد از این که آن فرد چشم باز مى کند، متوجه مى شود که در طزرجان هستند. حاج شیخ مى فرماید: تا زمانى که زنده هستم کسى نباید از این موضوع خبردار شود.([48])

یکى از دوستان حاج شیخ مى گوید:

با موتور روانه تفت([49]) بودم. در بین راه مشاهده کردم که حاج شیخ سوار بر مرکب همیشگى خود به سوى تفت مى رود. در همان لحظه اتومبیلى از راه رسید و راننده آن از حاج شیخ درخواست کرد که ایشان را برساند. حاج شیخ تشکر کرد و فرمود: شما بروید! من با همین حیوان مى آیم. هنگامى که به مقصد رسیدیم، با کمال تعجب دیدم حاج شیخ بالاى منبر نشسته و مشغول سخنرانى است.([50])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS