دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عالم برزخ

No image
عالم برزخ

كلمات كليدي : عالم قبر، عالم مِثال، عالم برزخ، بدن برزخی، بدن مثالی

نویسنده : مهدي جدي

برزخ در لغت به معنای «حائل و فاصلۀ میان دو چیز» و در اصطلاح، فاصلۀ میان پایان زندگی دنیوی (مرگ) تا آغاز زندگی اخروی است و عالم مذکور را از آن‌رو «برزخ» می‌نامند که واسطۀ میان دنیا و آخرت است. این عالم را عالم قبر و عالم مِثال نیز نامیده‌اند.

برزخ در آیات و روایات

واژه برزخ در قرآن کریم، دو بار تکرار شده ولی تنها در یک مورد به معنای مورد نظر به ‌کار رفته است:

«حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى یوْمِ یبْعَثُونَ» (مومنون/99و 100)

«تا زمانی که مرگ یکی از آن‌ها فرا رسد، می‌گوید: پروردگار من: مرا باز گردانید شاید در آن‌چه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم. (ولی به او می‌گویند:) چنین نیست! این سخنی است که او به زبان می‌گوید (و اگر بازگردد، کارش هم‌چون گذشته است) و پیشاروی آنان (از حین مرگ) برزخ و فاصله‌ای است تا روزی که برانگیخته شوند»

در این آیه، قرآن پس از بیان نابجا بودن درخواست برخی از مردمان، که هنگام، رویارویی با مرگ، خواهان بازگشت به دنیا می‌شوند، اعلام می‌کند که پیشاروی این گروه واسطه و حایلی تا روز رستاخیز است و عبارت «الی یوم یبعثون» حاکی از آن است که مقصود از برزخ،‌ همان مرحله میانی دنیا و آخرت است که هر انسانی پیش از وقوع رستاخیز آن را سپری می‌کند.

در برخی از روایات نیز واژۀ برزخ،‌ به معنای مرحله واسطه دنیا و آخرت، به‌کار رفته است. برای نمونه، در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) پس از بیان این مطلب که همۀ شیعیان (حقیقی) در آخرت وارد بهشت می‌شوند، آمده است:

«واللهِ اَتَخَفَّوفُ علیکم فی‌البرزخ»

«سوگند به خدا بر شما در برزخ می‌ترسم»

و سپس در پاسخ راوی که دربارۀ برزخ پرسید، فرمود:

«القبرُ منذُ حین موته الی یوم القیامة»

«(برزخ) همان قبر است از هنگام مرگ تا روز قیامت»

از عبارت اخیر امام (علیه السلام) چنین برمی‌آید که مقصود از «عالم قبر» همان عالم برزخ است و اساساً منظور از «قبر» در این گونه از مباحث، حفرۀ مادی درون خاک نیست، بلکه تعبیر دیگری از عالم برزخ است.

بدن برزخی

بعد از مرگ، بدن مادّی پوشیده شده و به عناصر و هیاتی تبدیل می‌شود که دیگر نمی‌توان آن‌را بدن انسانی قلمداد کرد و نمی‌توان زندگی برزخی و پاداش و کیفر آن را به چنین بدنی نسبت داد. از سوی دیگر، اگر آدمی فقط روحی باشد که به تعبیر فلاسفه بر ادراک امور کلّی و نامحسوس قادر است، چگونه می‌تواند مطابق آیات و روایات، عذاب‌ها و نعمت‌های جسمانی برزخی را درک کند. از این‌رو، روح انسان پس از مرگ به بدن مثالی یا برزخی تعلّق می‌گیرد.

بدن مثالی، بدنی است که از جنس ماده نیست؛ امّا از برخی لوازم و خصوصیات اشیای مادّی، مانند شکل و اندازه برخوردار است و در این ویژگی‌ها مشابه بدن طبیعی شخص است؛ چنان‌چه در روایات آمده است:

«هنگامی که خداوند روح را قبض می‌کند آن را در قالبی مانند قالب دنیوی آن قرار می‌دهد به گونه‌ای که اگر کسی او را ببیند، می‌شناسد»

برای یافتن تصویری روشن‌تر از بدن مثالی با برزخی می‌توانیم در وضعیت صورت‌هایی که هنگام خواب مشاهده می‌کنیم تامّل کنیم، بی‌تردید این صورت‌ها مادی نیستند و جا و مکانی را اشغال نمی‌کنند و جرم و وزن ندارند؛ با این حال دارای شکل و اندازه‌اند و اشکالی مانند اشکال اشیای مادّی دارند.

برخی از احوالات عالم برزخ

1) بهشت و دوزخ برزخی: برخی از آیات و روایات بیانگر آن است که عالم برزخ، بهشت و دوزخ مخصوص به خود را دارد که در آن‌ها مردم به کیفر اعمالشان می‌رسند. از جمله در نامه‌ای که حضرت علی (ع) به محمدبن حنفیه نگاشته، آمده است:

«القبرُ امّا روضةُ من ریاض الجنّة او حفرة من حُفَر النار»

«قبر (برزخ) باغی از باغ‌های بهشت یا گودالی از گودال‌های آتش است»

2) سئوال قبر: شماری از روایات بیانگر آن است که انسان‌ها دربدو ورود به عالم برزخ، مورد حسابرسی قرار می‌گویند و از آنان دربارۀ اعتقادات و اعمالشان سئوال می‌شود. این حسابرسی در لسان روایات به «سئوال قبر» معروف است.

عالم برزخ و آخرت، ظرف ظهور حقایق است، لذا نتیجۀ سئوال در عالم برزخ همانا ظهور حقیقی است که در نزد انسان موجود است و پاسخ‌ تکوینی انسان به پرسش‌های عالم برزخ، چیزی جز ظهور و تجسّم عقاید دینی و اعمال او نخواهد بود.

مقاله

نویسنده مهدي جدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS