دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عجب؛ ترسناک‌ترین تنهایی

عجب و خودپسندی ضررزننده ترین همراه و همنشین انسان است
عجب؛ ترسناک‌ترین تنهایی
عجب؛ ترسناک‌ترین تنهایی

عجب؛ ترسناک‌ترین تنهایی

قال علی(ع): «العُجبُ أضَرُّ قرینٍ» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث7078، (157/1))

عجب و خودپسندی از جمله صفات بسیار زشتی است، که در روایات، نکوهش و از آن به ترسناک‌ترین تنهایی تعبیر شده است. حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه در سفارشی، فرزندش را از عجب و خودپسندی بازداشته و می‌فرمایند: ترسناک‌ترین تنهایی عجب و خودپسندی است.[1]

عجب به این معنی است که انسان اعمال خود را بزرگ بشمارد، به آنچه انجام می‌دهد خوشحال باشد، بر کارها و اعمالی که انجام می‌دهد تکیه و اعتماد داشته باشد و خود را از کوتاهی و اشتباه مصون بداند.[2]

مسلماً چنین روحیه‌ای باعث می‌شود که کم‌کم دیگران از اطراف انسان پراکنده شوند. با داشتن چنین صفتی، انسان دوستان خود را از دست می‌دهد و تنها دوست و همراه و همنشینی که برای انسان باقی می‌ماند، همان صفت عجب و خودبینی او خواهد بود. در روایتی از امام صادق (ع) وارد شده که فرمودند:

«قالَ ابلیسُ لَعَنَهُ اللهُ لِجُنُودِه: إذا إستَمکَنتَ مِن إبن آدم فی ثلاثٍ لَم أبالِ ما عَمِلَ فإنّهُ غیرُ مقبُولٍ منه: إذا إستَکثَرَعَمَلَهُ، و نَسِیَ ذَنبَهُ و دَخَلَهُ العَجبُ»[3]

[روزی] شیطان به لشکریان خود گفت: زمانی‌که در سه چیز بر فرزند آدم مسلط شوم دیگر از هر عملی که انجام دهد، ترسی ندارم؛ چراکه دیگر هیچ عملی از او پذیرفته نمی‌شود: 1. زمانی که عمل خود را زیاد به حساب بیاورد، 2. گناهش را فراموش کند و 3. دچار عجب و خودبینی شود.

حضرت امام خمینی(ره) در چهل حدیث خود می‌گوید: عجب و خودپسندی شجره‌ی خبیثه‌ای است که ثمره آن بسیاری از گناهان است و زمانی‌که چنین صفتی در دل انسان ریشه کُنَد، انسان را به کفر و شرک و بالاتر از آن می‌کشاند. از مفاسد چنین روحیه‌ای این است که انسانی که در کارهایش دچار عجب می‌شود، خود را بی‌نیاز از خدا می‌بیند و برخود و اعمالش تکیه می‌کند؛ خیال می‌کند که اگر خدا با عدلش و نه با فضلش هم با او رفتار کند، مستحق ثواب است. انسانی که دچار چنین صفتی است به بندگان خدا به چشم حقارت نگاه می‌کند و کارهای مردم را ناچیز می‌شمارد؛ اگرچه در واقع از اعمال و کارهای خودش بهتر باشند و با چنین تصوّراتی زمینه سقوط خود را فراهم آورده است.[4]

بنابراین عجب و خودبینی، زیانبارترین همراه و همنشینی است که انسان را همراهی می‌کند؛ چنین روحیه‌ای، به‌‌جز سقوط و هلاکت انسان در دنیا و آخرت، نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت.

    پی نوشت:
  • [1]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، نشر لقمان، 1379، چاپ سوم، حکمت38.
  • [2]. موسوی خمینی، امام روح‌الله؛ چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1379، چاپ بیست و دوم، ص62 و شبّر، سیدعبدالله؛ اخلاق، محمدرضا جباران، شهر، هجرت، 1379، چاپ پنجم، ص275.
  • [3]. مجلسی، علامه محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404هق، ج69، ص315، باب117.
  • [4]. موسوی خمینی، امام روح‌الله؛ پیشین، ص69.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS