دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عدی بن حاتم

No image
عدی بن حاتم

كلمات كليدي : تاريخ، امويان، رمله بنت ابي سفيان، ابوسفيان، عتبة بن ابي سفيان، معاويه

نویسنده : محمد محمدي

عتبة بن أبى‌سفیان بن حرب بن أمیة، برادر تنی معاویه بود.[1] مادر او هند دختر عتبه بن ربیعه بن عبد شمس بود. هند از روسپیان معروف مکه بود. در جنگ بدر، پدرش عتبه و برادرش شیبه و پسرش حنظله به دست دلاوران بنی‌هاشم هم‌چون علی بن ابی‌طالب و حمزه سیدالشهدا به قتل رسیدند. او این کینه را داشت و قسم یاد کرد که انتقام آن را از پیامبر(ص) بگیرد.[2]

عتبه در زمان حضرت پیامبر(ص) به دنیا آمد[3] و در زمان عمر عامل کنانه شد.[4] عتبه بیشتر عمر خود را کنار برادرش به عنوان مشاور سپری کرد و بعد از به خلافت رسیدن برادرش از یاران و حاکمان او شد. در جنگ جمل، به یاری عایشه شتافت و پس از جنگ به مدینه گریخت.[5] عتبه در جنگ صفین با برادرش معاویه بود و در آن‌جا با سخنان تند خود امویان را علیه حضرت علی(ع) بر می‌انگیخت و آن‌ها را به خاطر این‌که انتقام جنگ بدر را از علی(ع) نگرفته‌اند، سرزنش می‌کرد.[6] او در دوران حکومت برادرش چند صباحی ولایتمدار مدینه شد و مدتی نیز از طرف معاویه امیر حاج بود.[7] هم‌چنین معاویه او را به امارت بصره منصوب کرد؛ اما بلافاصله او را عزل کرد.[8] عتبه بعد از عزل عبدالله پسر عمروعاص، که بعد از مرگ پدرش حاکم مصر شده بود‌، از طرف معاویه زمامدار مصر شد[9] و در سال 44 هجری[10] و به نقلی در سال 43(ه.ق)[11] در مصر مرد و در همان جا دفن شد، به گفته مورخان او خطیب ترین فرد از خاندان بنی امیه بود. 12

مقاله

نویسنده زينب ابراهيمي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS