دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های اجتماعی آیت الله محمدرضا معزّی دزفولی

No image
فعالیت های اجتماعی آیت الله محمدرضا معزّی دزفولی

آثار ماندگار

آیت الله معزّی تمام وقتِ خویش را در خدمت به مردم سپری ساخت. گاه در جهتِ هدایت فکری و معنوی آنان و گاه در عمران و آبادی زندگی مادّی ایشان. لذا با حسن توجّه و نظارت ایشان، بناها و ساختمان هایی چند در شوش و دزفول از او به یادگار ماند:[17] آن ها عبارتند از:

1 ـ مسجد کجبافان (نزدیک پل)

2 ـ مسجد پیرزنگی (در محله ی مسجد دزفول)

3 ـ کاروان سرا (در گوشه ی جنوب غربی بازار قدیم)

4 ـ حمّام (واقع در محلّه ی کرناسیان)

5 ـ کاروان سرا و دکّان ها (واقع در کناره ی شرقی رودخانه ی شوش)

6 ـ باغ ها و آسیاب (واقع در کناره ی غربی رودخانه ی شوش)

7 ـ مدرسه ی علمیه.

وی نخستین کس بود که در دزفول، مدرسه ی علمیه بنیاد نهاد که تاکنون باقی است. در آن علوم دینی گوناگون تدریس می شود. او در این مدرسه بنای تدریس نهاد و گروهی بسیار از شهرهای خوزستان گرد شمع وجودش جمع شدند و از خرمن فیض او بهره بردند و هر یک چراغی تابان فرا راه مردمان شدند.

8 ـ احداث پُل. یکی از سال ها که سیلی خروشان، چند چشمه از میانه ی پُل دزفول را خراب کرد و راه عبور به روستاهای غربی شهر قطع گردید، چند بار به تشویق وی مردمان نیک اقدام به بازسازی موقّت آن کردند. با شروع جنگ جهانی اوّل و راه یافتن مهندسین خارجی، به دزفول به دستور ایشان شرکت سهامی جهت تامین مخارج پل از مردان نیک شهر تأسیس گردید و با کمک فنّی آن مهندسان اقدام به تعمیر پل گردید و راهی برای عبور و مرور مردم و وسائل نقلیه باز شد.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS