دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های اجتماعی علامه فاضل مقداد اسدی

No image
فعالیت های اجتماعی علامه فاضل مقداد اسدی

مدرسه مقداد سُیُورى

فاضل مقداد علاوه بر تألیف کتاب، تربیت شاگردان و عهده دار بودن ریاست دینى و مرجعیت عامه، که هر کدام از آن منشأ اثرهاى فراوان در رشد و بالندگى فرهنگ دینى بود، مدرسه علمیّه اى را در شهر نجف اشرف بنا کرد. این مدرسه در قرن نهم و دهم، به مدرسه «مقداد سیورى» معروف بود. دلیل این مسأله، تاریخ و مکان استنساخ کتاب «مصباح المتهجد» شیخ طوسى است. در انتهاى نسخه اى خطى از این کتاب آمده است: «استنساخ این کتاب، روز شنبه 12 جمادى الاول، سال 833 هـ .ق. به دست نیازمند به رحمت پروردگار و شفاعتش، عبدالوهاب، فرزند محمّد، فرزند جعفر، فرزند محمّد، فرزند جعفر، فرزند على، فرزند سیورى اسدى، در شهر مقدس نجف که سلام و درود بر ساکنانش باد و در مدرسه «مقداد سیورى» به پایان یافت.

این مدرسه در محله «مشراق»، یکى از جمله هاى معروف نجف، و رو به روى مسجد «اصاغة» قرار دارد. مدرسه تا سال هاى آخرین قرن دهم، آباد بود و پس از آن، رو به ویرانى رفت، تا این که «سلیم خان شیرازى» در سال 1250 هـ .ق. آن را از نو بنا کرد و به همین سبب به مدرسه سلیمیه معروف شد.

آخرین بازسازى این مدرسه، همان طورى که در سر درِ آن نوشته شده، در سال 1340 هـ .ق. توسط سیدابوالقاسم وکیل انجام شده است.([42])

این مدرسه که از قدیمى ترین مدرسه هاى دینى حوزه علمیّه نجف اشرف است، در سال آخر عمر فاضل مقداد، توسط وى بنا شده است. بنابراین، سال ساخت و اتمام آن 826 هـ .ق. خواهد بود. این مدرسه که به مدرسه سلیمیه معروف است، مدرسه اى است کوچک، داراى 12 حجره و اکنون خوابگاه طلبه هاى مهاجر از سایر کشورهاى اسلامى به عراق است.([43])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS