دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های اجتماعی علامه محمد تقی جعفری

No image
فعالیت های اجتماعی علامه محمد تقی جعفری

حضور در جبهه جنگ

استاد جعفرى در دوره جنگ تحمیلى به هر شهرى که براى سخنرانى مى رفت، اولین کارى که مى کرد رفتن به مزار شهدا و خواندن فاتحه براى آنان بود. علاّمه جعفرى هم خود در آغاز جنگ، به مدّت یک هفته به جبهه رفت و هم فرزندش را به جبهه فرستاد و به همسرش گفت: خانم عزیز، ناراحت نباش! پسر ما مثل جوان هاى دیگر است. خون او از جوان هاى دیگر رنگین تر نیست. اگر سالم برگشت، خدا لطف کرده است و اگر هم کشته شد، در راه دین و کشور کشته شده است. استاد علاّمه جعفرى در دوران جنگ تحمیلى اغلب سخنرانى هایش را با دعاى ذیل و مانند آن پایان مى داد:

«خدایا! دعاى رزمندگان را در حقّ ما مستجاب کن! و پیام شهدا را با گوش ما آشنا کن! خدایا! ما را قدردان حرکتى که جوانان ما در جبهه ها براى مملکت کردند قرار بده!»([59])

استاد جعفرى در سال 1361، روال منظّم و معمول تحقیق و تدریس و تألیف را بر هم زد و در شهر جنگ زده دزفول حضور یافت. حضور استاد در زمانى بود که دزفول مرتّب موشک باران مى شد. استاد جعفرى در جمع رزمندگان اسلام حضور یافت و براى آنان سخنرانى کرد و فرماندهان جنگ و بسیجیان و پاسداران اسلام و ایران را تحت تأثیر شدید قرار داد. استاد در خانه مرحوم آیت الله سید ابوالفضل نبوى اقامت کرده بود. در همین زمان، موشک هاى دشمن چند بار شبانه به نزدیکى آن منزل اصابت کرد. به این جهت، فرماندهان به ناچار از استاد درخواست خاضعانه کردند که در سنگرى اسلام را یارى کند که سنگربانى آن را حتّى هزاران هزار تن از عاشق ترین رزمندگان اسلام هم نمى توانستند به عهده بگیرند. استاد پذیرفت و به سنگر تحقیق، تألیف و تدریس بازگشت.([55])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS