دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله سید ابوالقاسم دهکردی

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله سید ابوالقاسم دهکردی

در عرصه هاى سیاسى ـ اجتماعى

سید ابوالقاسم دهکردى به موازات تدریس و تحقیق، در مسجد سفره چى اقامه جماعت مى نمود و مرکز فتوا و مراجعات مردم بود و اهالى اصفهان به دلیل صفاى باطن و اخلاص و پارسایى این عالم ربّانى، به وى ارادت خاصى مى ورزیدند تا آن جا که براى ساختمان صحن و حرم زینبیه اصفهان ـ که مى گویند مرقد زینب، دختر موسى بن جعفر(علیهما السلام) آن جاست ـ به اشاره او، مردم اصفهان و توابع، اعم از مرد و زن و کوچک و بزرگ، با خود آجر و سایر مصالح ساختمانى حمل مى کردند و به این مکان مى بردند.([34])

جهانگیرخان قشقایى، که تا پایان عمر همسرى اختیار نکرد و فرزندى نداشت، بر حسب اعتمادى که به مرحوم سیدابوالقاسم دهکردى داشت، وصیّت کرد کتاب هایش به وى سپرده شود.([35])

شهید آیت الله سیّد حسن مدرّس پس از آن که در حوزه علمیّه نجف به درجه اجتهاد نایل آمد و از سوى علماى آن عصر مرجعیت وى تأیید گردید، در سال 1318 هـ .ق. در 31 سالگى به ایران بازگشت و در شهرستان شهر کرد میهمان سید ابوالقاسم دهکردى شد و چند روزى در خانه وى اقامت کرد.([36]) مدرس پس از بازگشت از شهرکُرد و آمدن به اصفهان، چند سال در منزلى که دهکردى براى او اجاره کرده بود، سکونت داشت، تا آن که شترداران مهیارى و شهرضایى برحسب نذرى که داشتند، خانه مخروبه و محقرى در نزدیک بازار، سراى معروف به ساروتقى، براى مدرس خریدند.([37])

یکى از کارهاى اساسى حاج آقا نورالله نجفى در اصفهان، تشکیل هیأت علمى براى رسیدگى به امور دینى طلاب، و نظارت در اجراى صحیح احکام و مقررات اسلام در سطح اصفهان و توابع بود. آیت الله سیدابوالقاسم حسینى دهکردى از اعضاى اصلى این هیأت بود که به اتفاق تنى چند از علما، مدرسین و مجتهدین، به سرپرستى حاج آقا نورالله روزهاى پنج شنبه (صبح) تشکیل جلسه مى دادند. این برنامه به تناوب، در منزل برخى از اعضاى مؤسّس انجام مى پذیرفت. آغاز تشکیل آن را در سال 1342 هـ .ق. ذکر کرده اند. این تشکیلات با کمال جدیت و نهایت دقت، به احیاى فریضه امر به معروف و نهى از منکر مى پرداخت و با این تلاش، منطقه اصفهان را از لوث افراد خلافکار و اراذل و اوباش پاک مى ساخت.([38]) در آن موقع که دولت هاى استعمارگر انگلیس و روس چنگال هاى مخوف خود را در اعماق جان ملت ایران فرو مى بردند و به عنوان توسعه تجارت، در شهرهاى مختلف ایران مؤسّسات تجارى، اعم از بانک و صرّاف خانه و حتى بیمارستان و مدرسه تأسیس مى کردند و اجناس گوناگون شامل انواع پارچه، بلور، دارو و کاغذ وارد ایران مى کردند و به بهایى ارزان مى فروختند و مى خواستند با این حرکت امت مسلمان را تحت سیطره و قدرت اقتصادى خود درآورند، عده اى از بازرگانان از روى جهالت یا سود جویى، کالاهاى بیگانه را ترویج مى کردند. در نتیجه، بازار کالاهاى داخلى با رکود مواجه شد و از رواج افتاد و کارگران ایران بیکار و محتاج و درمانده شدند. شاه قاجار و کارگزاران او نیز با اخذ رشوه از صاحبان مؤسّسات خارجى، در ترویج این برنامه همکارى داشتند. تنى چند از علماى دینى متوجه نقشه هاى شیطانى دشمن شدند و به فکر چاره افتادند. آنان مبارزه را در تحریم کالاهاى خارجى دیدند. در این خصوص، اعلامیه اى تاریخى برضدّ سلطه اقتصادى اجنبى از سوى مجتهدان و مراجع شیعه صادر گردید که در ذیل آن، امضاى سیدابوالقاسم دهکردى، مشاهده مى شود.([39])

در سال 1346 هـ .ق. علماى اصفهان به عنوان اعتراض به قانون نظام اجبارى و برخى از قوانین دیگر، به قم مهاجرت کردند. این حرکت که در حقیقت، اساسى ترین نهضت روحانیان در زمان رضاخان است و با هدف سرنگون ساختن حکومت پهلوى صورت گرفت، موفق گردید نه تنها تمامى تبلیغات نظام استبدادى رضاخان را در هم بشکند، بلکه جوّ ارعاب و تهدید، با به صحنه آمدن روحانیان و مردم شکسته شد و حکومت وقت به شدت به وحشت افتاد. حاج آقا نورالله اصفهانى رهبرى مهاجران را بر عهده داشت و چهره هاى برجسته اى چون آیت الله سیدابوالقاسم دهکردى او را در این حرکت مقدس یارى مى دادند.([40])

در روز سه شنبه 27 رجب سال 1325 هـ .ق. در جلسه انجمن مقدس ملّى، تلگرافى از موقوفات اصفهان (آن هایى که متولّى معیّن ندارند) تحت نظارت و دخالت آقایان: سید محمّد باقر، سیدابوالقاسم دهکردى و آخوند ملاعبدالکریم گزى عمل شود و نیز آن هایى که متولّى دارند و به وقف عمل نمى شود، تحت نظارت همین سه نفر بوده باشد.([41])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS